بنام خدا
جواب سوالات آخر فصل درس(مدیریت تطبیقی) فرل هدی
 
گردآورنده : سهراب علیزاده دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی گرایش مالی
 
مطالب فصل اول:
1-اداره امورعمومی را از دیدگهای مختلف مورد بررسی قرار دهید؟ به نظر شما این واژه در عرصه ادبیات سیاسی، از چه درجه اهمیتی برخودار است؟
 عمر اداره عمومی به قدمت تشکیل سیستم های سیاسی و تلاش برای اجرای برنامه های تصمیم گیران سیاسی است ودر مورد قلمرو اداره امور عمومی اتفاق نظر وجود ندارد. اداره امور عمومی به دوره های مختلفی تقسیم ی شود. از سال 1800 به قبل مدیریت دولتی کهن و قدیمی که دولت محور بود. از سال 1800 تا 1900 حزبی، از 1900 تا 1980 سنتی، از 1980 به بعد مدیریت دواتی نوین.
در دوره 1980 به بعد دولتهای کارافرین و انتقال وظایف به بخش خصوصی و شهروند محوری مفهوم پیدا نمود. و اعتقاد مردم به دولت بیشتر وزارت خانه ها کاهش پیدا نمود.و رابطه دولت-شهروند در خط مشی گذاری و مشارکت و رابطه دولت-بخش خصوصی برای پشتیبانی و حمایت و رابطه بخش خصوصی و شهروند برای رضایتمندی حداکثر شد. و همچنین توجه به جدایی سیاست از اداره نیز در این دوره مورد اهمیت قرار گرفت.
اداره امور عمومی، آن بخش از اداره امور است، که در یک عرصه سیاسی به وجود می آید. با علم به اینکه اداره امور عمومی اصولاً مجری تصمیمات مربوطه به خط مشی های عمودی در یک سیستم سیاسی می باشد می توان آن را اداره امور بخش خصوصی و غیردولتی تفکیک کرد. البته این امکان نیز وجود دارد که دامنه سازمانهای دولتی بر حسب حدود اختیارات سیاسی متفاوت باشد. و نتوان حد فاصل آن را به دقت مشخص کرد.
 
2- چرا سیاست های تطبیقی را باید یک انقلاب بدانیم . دراین مورد بحث کنید؟
 
مهم3-رویکرد گابریل گابریل آلموند(مدل داده- ستاده) را بررسی نموده و انتقادات وارده به آن را تشریح نمائید؟ آیا این الگو برای کشورهای در حال توسعه نیز جوابگو می باشد؟
رویکرد وظیفه گرایی (داده و ستاده) به دو دلیل پیشنهاد شده از رویکرد وظیفه گرایی استفاده شود:
1-تحلیل براساس ساختار سیاسی با توجه به اینکه ممکن است ساختارهای مشابه در همه سیستم های سیاسی وجود نداشته باشد.
2- ساختارهای مشابه ممکن است وظایف متفاوتی را انجام دهند.
انتقادات به رویکرد وظیفه گرایی :
1- وظایف انتخاب شده برای تطبیق از الگوهای غربی گرفته شده است و تعداد وظایف محدود چگونه می تواند نماینده کل وظایف باشد.
2- این الگو برای سیستم های سیاسی توسعه یافته مفید است ولی برای سیستم های سیاسی سنتی خیر.
 3- این مدل برای سیستم های سرمایه داری غرب مناسب است ولی برای کشورهای در حال توسعه نمی تواند مناسب باشد.
مجموعه ای از اعضا و عناصر که با همکاری هم یک کار مشترک را انجام می دهند سیستمی را تشکیل می دهند و ابعاد سیستم بسیار وسیع و گسترده است و تحت تاثیر محیط می باشد و دارای بازخورد است و نمی تواند بدون تغییر باشد در کشورهای در حال توسعه چون محیط در حال تغییر و تحول می باشد. این مدل با فرهنگ اقتصادی و اجتماعی و سیاسی مطابقت دارد و تاثیر زیاد متغیرها ساعت تاثیر کم این مدل می شود.
 
مهم4-برای مطالعه تطبیقی ، (رویکرد وظیفه گرایی) را ترجیع می دهید یا ( رویکرد نهایی) ؟ ضمن تشریح مختصر هر دو مورد ، دلایل خود را ذکر نمائید.؟
رویکرد نهادگرایی این رویکرد طرفداران بیشتری نسبت به وظیفه گرایی دارد و عبارت (بازگشت به حکومت) نشانگر تمایل به مقایسه نهادها می باشد. باید بین مفهوم حکومت، جامعه و دولت تفاوت قائل شد.
ولی رویکرد وظیفه گرایی چون وظایف انتخاب شد برای تطبیق از الگوهای غربی گرفته شده است و تعداد وظایف محدود چگونه می تواند نماینده کل وظایف باشد.این الگو برای سیستم های سیاسی توسعه یافته مفید است و برای سیستم های سیاسی سنتی مناسب نیست.در کل باید راهی پیدا نود که بخش اداری سیستم های سیاسی را به عنوان مبنایی برای مقایسه و تفکیک مجزا نمود. اکنون گرایش غالب رویکرد نهادگرایی است که این رویکرد در اصل توجه به سیاست دارد . فلذا باید چارچوبی که بتواند وظیفه گرایی که توجه آن به اداره هست را هم شامل گردد.
 
مهم5- دسته بندی ادبیات مطالعات تطبیقی را از دیدگاه ( فرل هدی) توضیح دهید.؟
دسته بندی ادبیات بر اساس موضوع مفیدتر از دسته بندی بر اساس زمان است. چراکه متنوع بودن موضوع در یک زمان خاص دیده می شود . بر اساس موضوع به چهار دسته تقسیم می شوند:
1- ادبیات سنتی : محدود اندیش، بخشی نگر و مقایسه سیستم های اداری
2- ادبیات با گرایش توسعه : مطالعه اداره امور عمومی جهت شناسایی شرایطی که می توان برای کسب حداکثر توسعه تلاش کرد.
3- ادبیات تدوین الگوها یا تئوری های جامع : یعنی تئوریهایی که در همه جا جواب می دهد. این الگوها فاقد بارارزشی مثبت نگری یا بار ارزشی خنثی بود. برای تدوین الگوها علاوه بر جامعه شناسی از اقتصاد و روانشناسی و سایر رشته ها استفاده شد.
4-  ادبیات تدوین الگوها یا تئوریهای نیمه جامع : فاصله بین الگوهای جامع و اطلاعات تجربی باعث شد که الگوهای نیمه جامع طراحی می شود از تئوری تا عمل فاصله زیادی دیده می شد.
 
مهم6- سیر تحول مطالعات تطبیقی (روندسه گانه) در اداره امور عمومی را بنویسید؟
سیر گسترش مطالعات تطبیقی در اداره امور عمومی :
روند اول : حرکت از رویکرد هنجاری به تجربی دور شدن از تلاش برای توصیف شکلهای بهتر و آرمانی برای اداره امور به سمت توجه بیشتر به اطلاعات توصیفی و تعلیل مربوط به آن.
روند دوم : حرکت از رویکرد شهودی به قانون مندی
دور شدن از مطالعات بر روی یک مورد خاص و حرکت به سمت مطالعاتی که در جستجوی نتایج قابل تعمیم و فرضیاتی که بیان کننده نظم و همبستگی بین متغیرهاست.
روند سوم : حرکت از مطالعات تطبیقی غیرمرتبط به سمت مرتبط با محیط.
 
7- دو مشخصه ((دوران طلایی نهضت اداره امور عمومی)) را توضیح دهید.؟
در این دوران از طریق کمک های فنی یک جانبه و چند جانبه گروههای متخصص امور تطبیقی با اعزام به کشورهای مختلف نسبت به صدور تکنولوژی اداره که عمدتاً حاصل تجربیات آمریکاییان بود اقدام کردند.
1- مشخص اول : نگرش ابزاری و تکنولوژی پیشرفته ترین این فرآیندها در رشته های اداره امور کارکنان و اداره امور بودجه و مالی بود که همراه با سایر فرآیندها به طور گسترده به همه کشورها صادر نشد.
2- مشخصه دوم : نگرش ساختاری پس برای ترتیبات سازمانی مناسب اهمیت زیادی قائل بودند. سازمانهایی که برای کشورهای در حال توسعه ایجاد می شد. معمولاً بیشه الگوهای متناسب با سازمانهایی بود که کارشناسان از همان کشور بودند.
 
8- چرا ادراه امور امومی رایک پدیده (جادویی) می نامند وکارشناسان اداره امورعمومی را نیز (جادوگر) قلمدار می کنند. بحث وبررسی کنید؟
 
9- مفاهیم (اداره امور توسعه) و ( توسعه اداره) را تشریع نمائید.
- اداره امور توسعه: مجموعه ای است از سازمانها، سیستم های مدیریت و فرآیندهایی که یک دولت برای تحقق اهداف توسعه خود ایجاد کرده است. در حقیقت اداره توسعه به معنای اداره خط مشی ها، برنامه ها و پروژه ها برای نیل به مقاصد توسعه تعریف شده است. اهداف اداره امور توسعه :
1- ترغیب و تسهیل برنامه های رشد اجتماعی و اقتصادی
2- وفاداری نسبت به تامین منابع عمومی به جای تامین منابع گروهی خاص
3- طرز تلقی مثبت به جای طرز تلقی منفی
در تعریفی دیگر: به آن بعد از اداره امور عمومی اشاره دارد که در آن توجه به سوی سازماندهی و هدایت سازمانهای عمومی وزارتخانه های دولت در دو سطح ملی و محلی به طرقی مانند : ترغیب و تسهیل برنامه های رشد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی معطوف است..
توسعه اداره: یعنی تقویت  قابلیتهای اداری در دهه 1960 واژه اداره امور توسعه و اداره امور تطبیقی معادل و به جای یکدیگر به کار گرفته می شد.
 
 10- با توجه به روند گسترش مطالعات تطبیقی در اداره امور عمومی شما امروزه این روند را چگونه ارزیابی می کنید. بحث کنید؟
با توجه به اینکه افراد روابط و افکارشان با دوره های قبل فرق نموده و به رشد و پیشرفت رسیده اند و آگاهی و تکنولوژی ارتباطات و اخبار .... موثر در این روند بوده در نتیجه  انتظارات مردم از دولت بیشتر می شود پس دولت از پاسخگویی حرکت نموده است و بایستی بحرانها را اداره نماید. در نتیجه روند گسترش آگاهی مردم،  انتظارات مردم، شهروند الکترونیک و خواسته ها و نیازها به حکمرانی خوب و تلفیق دولت، بازار و مردم، نقش نظارتی دولت را به صورت شایسته با دقت و ظرافت حکمرانی بالا احتیاج دارد. دولت باید وکیل ، خدمتگزار و عادل باشد. و مهمترین عامل تکنولوژی ارتباطات  و بعد اطلاعاتی است. و دولت بایستی پاسخگویی درونی و بیرونی داشته باشد.
11-دوران افول (نهضت اداره امورتطبیقی) را شرح دهید؟
 
12-( الگوهای رایج) در توسعه امور اداری را تشریع نمائید؟
الگوهای رایج توسعه امور اداری: انتقال تکنولوژی اداری غالبا اثرات قابل توجهی نداشته و مشابه پیامدهای منفی پیش بینی نشده ای را نیر به دنبال داشته است. در این راستا 2 الگو معرفی شده است.
الگوی اول که مربوط به برنامه های کمک فنی در دهه اول بعد از جنگ جهانی دوم بود.
- تاکید به اصلاح اداری  در ترتیبات ساختار سازمانی، مدیریت منابع انسانی، بودجه بندی و سایر مباحث فنی
- انتقال تکنولوژی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر بدون نیاز به اصلاح در امور سیاسی، اجتماعی واحدها
-قابل تفکیک بودن خط مشی گذاری از اجرای خط مشی (سیاست-اداره)
- وجود پیش داوری نژادپرستانه بر اساس ارزشهای غربی
الگوی نوع دوم: مربوط به تجزیه ساختار در دهه 1960 توسط بانک جهانی  و سایر سازمان های چند جانبه و همچنین سازمان های آمریکایی توسعه بین الملل و سایر سازمان های دو جانبه. این الگو که بیشتر مورد پذیرش قرار گرفته است ارتباط نزدیکی بین خط مشی عمومی و تکنولوژی اداری برقرار کرده است. این الگو با گزینش خط مشی و ساخت نهادی لازم آغاز گردیده  و سپس به طرف تکنولوژی اداره مناسب ادامه پیدا می کند.
 
مهم13- چشم اندازهای مربوط به (به نهضت اداره امور تطبیقی) را با توجه به الگوهای آن، بررسی ارزیابی نمائید؟
طی دهه های 1980 تا 1990 در راستای احیای اداره امور عمومی تطبیقی تلاش هایی شد. توجه اصلی به سمت هسته اداره امور عمومی تطبیقی معطوف است. لذا به منظور تکمیل مطالعات لازم است حداقل دو زیر مجموعه یعنی اداره امور توسعه و خط مشی عمومی تطبیقی که با یکدیگر مرتبط هستند مورد توجه قرار گیرند.
در این مطالعات تلاش شده ، جدایی زیر مجموعه ها مورد توجه قرار گیرد. و هسته مرکزی اداره  امور تطبیقی به پیشرفت های آینده که به دو زیر مجموعه تئوری تحولی و تکاملی تقسیم می شود.
 
 
 
مطالب فصل دوم: (مدیریت تطبیقی) فرل هدی
1-مفاهیم بوروکراسی از منظر ساختاری، رفتاری و تعاملی را تعریف کنید و بگوئید کدام مفهوم برای کشورهای در حال توسعه، کاربرد بیشتری دارد. چرا ؟
ž                  مفهوم ساختاری بوروکراسی :
ž                  تعریف بوروکراسی بر حسب ویژگیهای ساختاری آن بیشتر مورد توجه است . تامپسون یک سلسله مراتب اختیار دقیق که بر یک تقسیم کار دقیق اعمال می شود را سازمان بوروکراتیک می داند . اغلب نویسندگان نظرات وبر را درباره ابعاد ساختاری بوروکراسی از نظر محتوا و اجزای تشکیل دهنده آن کم و بیش پذیرفته اند . محققی به نام هال  از مجموعه نظرات نویسندگان شش بعد از ابعاد بوروکراسی را مهم تلقی کرده است :
ž                  سلسله مراتب اختیار دقیق
ž                  تقسیم کار بر حسب تخصص
ž                  وجود یک نظام قوانین که بر اختیارات و تکالیف متصدیان امور احاطه دارد.
ž                  وجود مجموعه از روشها برای انجام امور
ž                  غیر شخصی بودن روابط بین اشخاص
ž                  گزینش و ارتقاء مبتنی بر شایستگی
ž                  مفهوم رفتاری بوروکراسی :
ž                  در مورد این نوع رفتار دیدگاههای متفاوتی وجود دارد . عده ای بر روی صفاتی که معمولی بوده و مورد نیاز و وظیفه ای هستند و در راستای تحقق اهداف سازمان بوروکراتیک  قرار دارند تأکید می ورزند . به عنوان مثال ، فردریک بر صفاتی از جمله عینیت ، دقت و ثبات و درایت تأکید می کند . او این صفات را با وظایف مقامات بوروکراتیک مرتبط می داند .پیروان این نظریه بنیانگذران جامعه عقلایی می باشند . آیزنشتات نیز عقیده دارد که بوروکراسی با محیط خود به تعادل و پویایی می رسد .در این تعادل برورکراسی با رفتار خود باعث می شود که با سایر گروههای اجتماعی ساختاری متفاوت داشته باشد و در عین حال ضرورت اعمال نظرات قانونی بر خود را تشخیص می دهد و به این ترتیب استقلال و جدایی خود را حفظ میکند .
ž                  برخی از رفتارهای بوروکراتیک عبارتند از :
ž                  توجه بیش از حد به قوانین ، که موجب ترس و محافظه کاری و فن گرایی کارکنان می شود.
ž                  تأکید بر غیر شخصی کردن روابط ، که منجر به بروز تعارض بین بوروکراسی و ارباب رجوع میگردد.
ž                  3-رفتارهای ماشینی
ž                  4-کاغذ بازی
ž                  5-رفتارهای خشک و بدون انعطاف
ž                  6-رازپوشی بیش از اندازه
ž                  7-عدم اشتیاق به تفویض اختیار
ž                  8-اکراه در استفاده از آزادی عمل
ž                  باید دانست که بروز اینگونه رفتارها ، نوعاً ناشی از عدم قابلیت و ناتوانی بوروکرات ها است . لذا شواهد نشان می دهد که رفتار بوروکراتیک ، ناشی از تأکید بیش از حد بر عقلایی بودن سازمان بوروکراتیک و آثار نامطلوب آن می باشد و درآن بر صفاتی مغایر و مخالف با رسالت بوروکراسی تأکید می شود .
ž                  مفهوم تعاملی بوروکراسی :
ž                     این شیوه توسط پیتر بلاو پیشنهاد گردیده است . وی بوروکراسی را به عنوان یک سازمان برای حداکثر کردن کارایی ؛  و یا شیوه ای نهادینه شده برای هدایت اجتماعی سازمان یافته در راستای کسب کارایی اداری تعریف کرده است . یک جامعه مدرن که انجام عملیات در مقیاس بزرگ در آن ضرورت پیدا می کند ، نیازمند وجود برخی از ویژگیهای سازمانی شامل سلسله مراتب ، تخصص گرایی ، حرفه گرایی نسبی ، مجموعه از قوانین اجرایی و ایجاد سازگاری بین وسیله و هدف می باشد . هرچند بلاو می داند که بوروکراسی ها ، رفتاری را بر می گزینند و از این طریق مانع دستیابی به اهداف قانونی می شود ، ولی او نظریه ای که رفتارهای منحرف شده که از مسیر اصلی غیر عقلایی به نظر می رسند و نارسا هستند را نمی پذیرد . او نمونه هایی از رفتارهای متفاوت را ارائه می دهد که در عین حال که غیر عقلایی هستند ، ولی هدف دار می باشند . در حقیقت رفتاری که در یک بوروکراسی بیماری زا می باشد ممکن است در بوروکراسی دیگری سلامت بخش باشد .
ž                  صفات رفتاری ، بیش از عناصر ساختاری بین بوروکراسی تفاوت ایجاد می کنند . این الگوها در هر بوروکراسی بر حسب نوع بوروکراسی و زمان تغییر می کنند و اطلاعات ما درباره این موضوع ، بسیار پیچیده و کم است . هدف اصلی دستیابی به یک تئوری بوروکراسی و فنون مطالعه تطبیقی است که بتواند مشکلات مطالعه را تسهیل نماید . مردم عملاً تصور می کنند که ساختارهای بوروکراتیک و الگوهای اقدام در کشورهای مختلف غربی و حتی کشورهای شرقی با یکدیگر تفاوت دارند . اهل عمل این موضوع را می دانند و همواره مدنظر قرار می دهند. ولی دانشمندان علوم اجتماعی معاصر چنین تطبیقی را قبول ندارند.
ž                   
2-ویژگی های بوروکراسی عمومی را ذکر نمائید و میزان اثر گذاری این عوامل را بر حسب درجه اهمیت آن در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مقایسه کنید.؟
ž                  سلسله مراتب : از میان سه ویژگی بالا سلسله مراتب مهمترین آنهاست .زیرا این ویژگی  تا حد زیادی نمایانگر تفکر عقلایی در وظایف اداری می باشد . ماکس وبر وجود این تفکر را دلیل اصلی ایجاد سازمان های بورکراتیک می داند . به نظر او سلسله مراتب شامل اصول و سطوحی از اختیار درجه بندی شده است که یک سیستم کاملاً « فرادست – فرودست » را که در آن ، ادارات سطح بالا بر ادارات سطح پایین نظارت دارند به وجود می آورد .
ž                  تقسیم کار یا تخصص گرایی : تخصصی شدن کارها در سازمان ، نتیجه تقسیم کار است . این امر به نوبه خود برای انجام کار و تلاش دسته جمعی انسا نها جهت تسلط بر محیط و دستیابی به اهداف پیچیده ، ضروری است .
ž                  توانایی یا شایستگی : طبق ویژگی توانایی یا شایستگی کسی که نقش معینی را ایفا می کند – به خصوص در بوروکراسی پیشرفته که نیاز به آمادگی و آموزش کافی یک ضرورت می باشد – باید حائز شرایط احراز آن شغل باشد . این جنبه از بوروکراسی را حرفه گرایی نیز می نامند .
ž                  شکی نیست که هر حکومت پویا برای ارائه خدمات عمومی ، باید دارای یک بوروکراسی با این معیارها باشد . اما لازمه انجام عملیات دولتی داشتن یک سازمان بزرگ از نوع بوروکراسی با سلسله مراتب داخلی معین ، تقسیم وظایف کامل و معیارهای عضویت اشخاص در بوروکراسی است . یقیناً در هر سیستم سیاسی ، بوروکراسی به طریقی متفاوت با دیگر سیستم ها عمل می کند باید از بوروکراسی به ویژه در حکومت های جدیدتر ، انتظار انعطاف و نوآوری نیز داشت .
ž                   
3- رفتارهای (بوروکراتیک)، (کمتربوروکراتیک)و (غیربوروکراتیک)،  را تشریح نمائید؟
ž                  رفتارهای بوروکراتیک :  به متناسب بودن رفتار بوروکراسی با محیط ، که نتیجه آن نیز ایجاد استاندارد قابل انعطاف ، به منظور تعیین رفتار بوروکراتیک می باشد اعتقاد دارند .
ž                  رفتارهای کمتر بوروکراتیک :  به رفتار معمولی ، وظیفه ای و مورد نیاز که در عملیات بوروکراتیک بدیهی بوده و طبیعی تلقی می شوند ، تأکید دارند .
ž                  رفتارهای غیر بوروکراتیک : بر رفتار ناقص که احتمالاً ناشی از گرایش بوروکراسی به عقلایی بودن می باشد و نوع ساختاری که به منظور حفظ این گرایش طراحی شده است تأکید دارند .
ž                   
ž                   
4-جنبه های مختلف ساختار بوروکراسی در سازمانهای دولتی مورد بررسی قرار دهید؟ سپس بگوئید این ساختار در سازمانهای دولتی ایران به چه شکل است.؟
ž                  ارزیابی واحدهای سازمانی در بخش دولتی  : ایجاد سلسله مراتب و تقسیم کارها برحسب تخصص باعث شده است که واحدهای سازمانی با نظم و ترتیب خاصی گروه بندی شوند . در اینجا  واحد مبنا به عنوان زیر مجموعه سازمانی امور دولتی ، وزارتخانه می باشد . جین بلوندل عقیده دارد که سریعترین رشد تعداد وزارتخانه ها متعلق به اواخر دهه 1940 تا 1970 می باشد . طی این مدت ، میانگین تعداد وزارتخانه از 12 به 18 رسید با بررسی تعداد وزارتخانه های موجود در بسیاری از کشورها می توان به این نتیجه رسید که آنها تفاوت عمده ای با یکدیگر ندارند . بر حسب گرایش دولتها به تشکیل واحدهای تخصصی یا ترکیبی ، جمعیت کشور ، وسعت و دامنه برنامه های دولتی ، ملاحظات عقیدتی ، موقعیت جغرافیایی و سایر عوامل تعداد وزارتخانه های دولت ها معمولاٌ بین 12 تا 30 متغیر است.
ž                  تعداد زیادی از کشورها که عمدتاً کوچک هستند دارای 10 وزارتخانه یا کمتر می باشند مانند آمریکا و پرتغال که از نظر اندازه و وسعت ، موقعیت جغرافیایی ، مشخصات سیاسی و سطح توسعه با سایر کشورها تعداد وزارتخانه های آنها در حدود 12 می باشد . دسته دوم ، کشورهای مانند اندونزی ، کره جنوبی در حدود 20 وزارتخانه دارند .  بالا بودن وزارتخانه ها در گروه اول ( حکومت های پارلمانی) را احتمالاً می توان به دلیل امکان ایجاد تغییر در وزارتخانه ها با تصویبنامه هیأت دولت و یا وجود سیستم پارلمانی دانست و در دسته دوم (کشورهای کمونیستی) به دلیل وسعت دامنه مسئولیت حکومت در امور اقتصادی می باشد .  جین بلوندل در تحقیق خود اطلاعات مربوط به 2000 وزیر را که از سال 1945 تا 1985 در مقام وزرات انجام وظیفه کرده اند مورد بررسی قرار داده است او در عرصه مطالعاتی خود در شش ناحیه مشترکاتی را در مسیر خدمتی منجر به کسب مقام وزرات  و همچنین طول مدت خدمت آنها در مقام وزرات الگوهای رفتار مشهود را کشف کرده است . دو مشکل اساسی حاصی این مطالعه بود . کوتاه بودن عمر خدمتی آنها  در مقام وزارت وجود یک نوع سازگاری و توافق فی مابین دو ویژگی مهم ( یعنی برخورداری از تخصص لازم و داشتن نمایندگی از طرف رأی دهندگان جین بلوندل در جمع بندی کلی و بدبینانه خود به این نتیجه رسیده است که امروزه ورود به مسید خدمتی برای نیل به مقام وزرات دارای سه ویژگی عمده به شرح زیر می باشد.
ž                  از کمترین جاذبه برخوردار است .
ž                  آغاز و پایان آن یک حادثه است .
ž                  کسانی در این مقام منصوب می شوند که الزاماً به آموزش و تونایی آنها ارتباطی ندارد .
ž                  متداولترین شکل سازمانهای در حال افزایش طی سال های اخیر شرکت های دولتی هستند که در بسیاری از کشورها متداول بوده و نشان دهنده وجود تفاوت های وسیع در نقش دولت ها در عرصه اقتصاد می باشد .
ž                  2-ارزیابی استخدام در بخش دولتی  : تفاوت میزان و پراکندگی استخدام دولتی در بین کشورهای مختلف نیز  ، یکی از عوامل اثر گذار بر عرصه سازمانی است . دونالد و رووات اخیراً اطلاعاتی را درباره استخدام دولتی و نسبت آن به جمعیت ، در 21 کشور توسعه یافته و 36 کشور در حال توسعه جمع آوری کرده اند . برابر آمار این تحقیق پایین ترین نسبت استخدام با 83% در کشور بروندی و میانگین استخدام دولتی در مجموع کشورهای تحت مطالعه بین 5 تا 6 درصد است . میزان استخدام دولتی در کشورهای توسعه یافته بیشتر و در حدود 8 درصد کل جمعیت آنهاست .در حالی که این نسبت در کشورهای درحال توسعه 4 درصد کل جمعیت آنهاست . یکی از تفاوت های عمده کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ، چگونگی توزیع کارکنان است . در کشورهای توسعه یافته بخش اعظم کارکنان در ایالات و ادارات محلی استخدام می شوند ، ولی در کشورهای توسعه نیافته کارکنان عموماً در دولت مرکزی متمرکز شده اند . استخدام در شرکت های دولتی نیز در کشورهای مختلف ، متفاوت است . بریتانیا و سریلانکا بالاترین نسبت و ایلات متحده و گواتمالا تقریباً پایین ترین نسبت را دارند.
ž                   
5- انواع طبقه بندی براساس(بوم شناسی اداره امور دولتی) را تشریع کنید.؟  محیط بوروکراسی را می توان به دوایرمتحد المرکزی تشبیه کرد که بوروکراسی در مرکزآنها قرار گرفته است . به گونه ای که کوچکترین دایره ، بیشترین نفوذ را می گذارد و هرچه دوایر بزرگتر می شوند از اهمیت آنها کاسته می شود . لذا می توان بزرگترین دایره را نماینده کل جامعه و یا سیستم اجتماعی دانست .بنابراین ، دایره داخلی ، نشان دهنده سیستم سیاسی است .
ž                  1) طبقه بندی کشور ها بر اساس جوامع توسعه یافته و در حال توسعه : ( در حال تغییر، در حال رشد)
ž                  اولین دسته بندی ، تقسیم جوامع به « توسعه یافته » و« در حال توسعه» است . که به ماهیت اجتماعی و اقتصادی جوامعی که توسعه یافته ، توسعه نیافته و نیمه توسعه یافته هستند ، اشاره دارد .
ž                  لذا می توان معنی اولیه آنها را از گفته میلتون اسمن استنباط کرد . « توسعه» به یک انتقال و تغیر وضعیت در جامعه و تغییر در سیستم اجتماعی – که از سازمانهای کشاورزی و دهقانی شروع و به سازمان های صنعتی ختم می شود – اشاره دارد .  جذب و نهادینه کردن تکنولوژی نوین فیزیکی و اجتماعی ، از اجزای مهم توسعه به شمار می رود . تغییرات کیفی ، بر روی مسائلی از جمله : ارزش ها ، رفتار ، ساختار اجتماعی ،سازمان اقتصادی ، و فرایند سیاسی اثر می گذارد .
ž                  جوامع سنتی تر و کمتر توسعه یافته ، به شکل بارزی خواهان این هستند که تقدیر گرا ، انحصارگر ، و تمرکز گرا باشند . به عبارت دیگر باید گفت :
ž                  اولاً ) آنها منزلت رابیشتر ناشی از پایگاه خانوادگی و وراثت می دانند ، تا موفقیت های شخصی
ž                  ثانیاً ) مبانی تصمیم گیری های اجتماعی را محدود می دانند ؛
ž                  ثالثاً ) هر ساختار اجتماعی تعداد زیادی از وظایف را انجام می دهد .
ž                  از طرفی ویژگی های جوامع مدرن و توسعه یافته تر به شرح ذیل می باشد :
ž                  اول ) موفقیت گرا هستند ؛
ž                  دوم ) اعتقاد به غیر شخصی بودن امور دارند ؛
ž                  سوم ) تفکیک وظایف آنها زیاد است .
ž                  عبارت های « در حال توسعه » و « وکمتر توسعه یافته » به کشور هایی اطلاق می گردد که در حال انجام این انتقال اجتماعی هستند قرار داد . وقتی کلمه « توسعه » مورد استفاده قرار می گیرد ، منظور دسته بندی کشورها به دو گروه متضاد ( توسعه یافته و توسعه نیافته ) نیست ، بلکه هدف ، قرار دادن آنها بر روی یک طیف است . در ایجا منظور ما مقایسه کردن کشور هایی که عموماً درقسمت بالای شاخص توسعه قرارگرفته اند ، با بعضی از کشور ها که در قسمت پایین شاخص قرار دارند ، می باشد .
ž                  2 ) طبقه بندی جوامع بر اساس توسعه سیستم های سیاسی دومین روش طبقه بندی ، دسته بندی سیستم های سیاسی کشور هابه دوگروه «بیشترتوسعه یافته»و«کمتر توسعه یافته » می باشد .  فرض بر این است که وجود تفاوت در سیستم های
ž                  سیاسی،ناشی ازتفاوت درعوامل محیطی می باشد که بیشترین اثرمستقیم وغیر مستقیم رابر بوروکراسی ها دارد
ž                  مفهوم فرهنگ سیاسی ، ابزار اصلی تشخیص تفاوت موجود بین  سیستم های سیاسی است . فرهنگ سیاسی عبارت است از مجموعه ارزش ها ، طرز تلقی ها ، گرایش ها ، اسطوره ها و باورهایی که مردم درباره سیاست و دولت – به ویژه درباره مشروعیت دولت و رابطه آنها با دولت دارند – اثر عمده ای بر جهت توسعه سیاسی ملّی می گذارد . از این رو ، راه های متعددی برای دسته بندی سستم های سیاسی وابسته به فرهنگ های سیاسی مربوط ، ارائه شده است .
  یک نمونه قدیمی و جالب در این مورد ، استفاده آلموند و وربا از اصطلاح فرهنگ مدنی به عنوان یک طبقه بندی برای معرفی ویژگی های مشترک بریتانیا و ایالات متحده آمریکا است.
 
6-منظور از (بوروکراسی ایده آل به منزله یک مدل)چیست ؟ تحلیل خود را نیز در این زمینه بنویسید؟
 
7-مدل های چهارگانه (سیستم سیاسی) کشورهای درحال توسعه رابنویسید؟
 
مهم8- انواع مدلهای(( سیتم اداری)) را تشریع کنید.؟
ž                  1)انواع مدل های سیستم اداری :
ž                  مدل بوروکراسی « حاکمیت » تقسیم بندی سیستم اداری مورد نظر « هپر » ، به منزلهء اولین مدل ارائه شده در این زمینه محسوب ا می شود . او برحسب درجه حاکمیت ، چهار نوع حکومت و شش نوع بوروکراسی مترادف با این حکومت هارا پیشنهاد کرده است .
ž                   
ž                  انواع حکومت ها و بوروکراسی های مرتبط
ž                  حکومت فردی
ž                  حکومت عقیدتی
ž                  حکومت آزاد
ž                  حکومت پروتاریا
ž                  حکومت  = حاکم
ž                  حکومت  = حاکم
ž                  حکومت = بوروکراسی
ž                  حکومت = حزب
ž                  فقدان حزب مسلط
ž                  فقدان حکومت
ž                  بوروکراسی = خادم
ž                  بوروکراسی ماشینی
ž                  بوروکراسی بنا پارتی
ž                  بوروکراسی تحت کنترل حزب با قیمانده های سنت بوروکراتیک تاریخی
ž                  بوروکراسی
ž                  قانونی – عقلانی
ž                  بوروکراسی سیستم غنانم جنگی به عنوان بخشی از جامعه مدنی هگل
ž                  2) مدل بوروکراسی « کلاسیک » :
ž                   در حال حاضر ، مفید ترین مدل بوروکراسی همان مدل بوروکراسی « وبری » و یا «کلاسیک » است . این مدل اساساً در کشور های اروپایی که نمونه ی حکومت های توسعه یافته یا نوین هستند ، بکار رفته است . ولی الزاماً کابرد آن فقط به این کشورها منحصر نمی شود . مدل کلاسیک بوروکراسی نه تنها به عنوان یک سازمان ، دارای ویژگی های ساختاری پذیرفته شده – یعنی سلسه مراتب ،تقسیم وظایف و شایستگی است – بلکه علاوه بر آن ، بوروکراسی دارای ویژگی های رفتاری و ساختاری خاص و البته مهم که معرف این نوع بورکراسی است ، نیز می باشد .
ž                  بر اساس یک نظریه ، الگوی اختیاری بیش از آنکه سنتی و کاریزماتیک باشد ، قانونی و عقلانی است و در بوروکراسی ، عقلانیت و رفتار اداره – بر مبنای دانش و تخصص – مورد تاکید می باشد . لازمه این امر ، وجود ترتیبات خاص در داخل بوروکراسی است . استخدام ها بر اساس شایستگی مبتنی بر رقابت به جای وابستگی خانوادگی انجام می گیرد . و جابجایی های بعدی در داخل بوروکراسی بر اساس معیار های یکسان انجام می شود .  خدمت دربوروکراسی برای حرفه ای ها که حقوق بگیر هستند و شغل دائمی دارند یک مسیر خدمتی می باشد و تنبیه و اخراج آنها فقط در زمینه های خاص و بر اساس روش های خاص صورت می گیرد. نقش های اداری، بسیارمتفاوت و تخصصی است زمینه های شایستگی کاملاًتعریف شده و روابط سلسله مراتب، شناخته شده است.بوروکراسی دریک  سیستم سیاسی،یک واحد خودمختارنیست،بلکه به رغم تمایلاتی که برای رهایی ازقید کنترل وکسب استقلال رای دارد،دربرابرکنترل های خارجی که ازطرف مقام های سیاسی وقانونی اعمال می شودپاسخگوست.
ž                   3)مدل جامعه منشوری :
ž                  4)مدل بوروکراسی سالا :
ž                   
مهم9- مدل ((جامعه منشوری))را با ترسیم شکل مربوطه توضیح دهید؟
ž                  هنگامی که بوروکراسی کشورهای در حال توسعه مورد مطالعه قرار می گیرد ، نارسایی مدل کلاسیک بیش از پیش نمایان می شود و تقریباً همیشه کفهء ترازو به نفع مدل هایی است که تناسب بیشتری با واقعیت های اینگونه جوامع دارند . در این رابطه  فرد ریگز  بهترین و شناخته ترین مدل را به نا « مدل منشوری » برای کشورهای در حال توسعه و سیستم اداره امور دولتی آنها تدوین و ارائه کرده است .
ž                  درباره تطبیق « مدل منشوری » با جوامع فعلی که مورد ادعای ریگز است ، ابهاماتی وجود دارد . جوامع مرکب و جوامع تفکیک شده مدل هایی هستند که به روش قیاسی ، از مقایسه بین ساختار و تعداد وظایفی که سازمان ها انجام میدهد ، ساخته شده اند . زمانی که یک ساختار تعداد زیادی وظیفه انجام  می دهد ساختار چند وظیفه ای و وقتی تعداد محدودی وظایف انجام می دهد ساختار خاص می نامیم . در یک ساختار فرضی مرکب ، تعداد زیادی وظایف متنوع در داخل سازمان انجام می گیرد. درمدل فرضی بسیط، هرساختار، وظایف خاصی رابرعهده دارداین مدلها در دنیای واقعی ، مصداق پیدا نمی کند. ولی می تواند از طریق کمک به توصیف موقعیت های واقعی ، نقش اکتشافی و ابداعی داشته باشند برخی از جوامع به مدل « مرکب » و برخی نیز به مدل « بسیط» شباهت دارند .
ž                  « مدل منشوری » به شکلی که در ابتدا توسط ریگز ارائه شد ، از همان نوع « مرکب و بسیط » بود این مدل که برای نشان دادن موقعیت هر جامعه در حد فاصل دو مدل مرکب و بسیط طراحی شده است ، صفات جوامع نسبتاً مرکب را با صفات جوامع نسبتاً بسیط ترکیب می کند . در واقع مدل ارائه شده ، به یک سیستم اجتماعی نیمه مرکب که در حد فاصل یک جامعه مرکب و یک جامعه بسیط ( غیر مرکب ) دارد ، اشاره می کند . هر چند این ویژگی ها به روش قیاسی بدست آمده اند . ولی ممکن است جوامعی باشند که ویژگی هایی شبیه مدل منشوری داشته باشند . به طور منطقی می توان ادعا کرد که هیچ جامعه ای کاملاً مرکب و یا کاملاً بسیط نیست . بلکه همه جوامع به درجات مختلف « منشوری » هستند ، یعنی در حد فاصل دو مدل قرار گرفته اند . مدل منشوری که اولین بار توسط ریگز ارائه شد ، بیانگر جامعه ای است که در حد فاصل مدل های مرکب و بسیط قرار گرفته باشد .
ž                  او اذعان می کند که مدل منشوری یک بعدی اش اشتباه بوده است و بر مبنای مدل دو بعدی ، تعریف جدیدی از جامعه منشوری ارائه می دهد .
ž                  در مدل اولیه ، درجه تفکیک وظایف یا عدم تمرکز در جوامع به صورت ( متمرکز ، نیمه متمرکز و غیر متمرکز ) بر روی یک محور نشان داده شده و مدل های مترادف با آنها به ترتیب ( مرکب ، منشوری و بسیط ) معرفی شده بود .
ž                  بعد دوم که بعداً به مدل اضافه گردید نشان دهنده درجه یکپارچگی یا عدم یکپارچگی ساختار ها در یک جامعه غیر متمرکز است . البته این موضوع در مورد جامعه مرکب صدق نمی کند ، زیرا اینگونه جوامع ، متمر کز هستند و نمی توانند یکپارچه نباشند.باافزایش عدم تمرکز،امکان بهم ریختگی یاعدم یکپارچگی وفقدان هماهنگی درساختارهای اجتماعی،افزایش پیدامی کند
ž                  مسئله اصلی این نیست که جوامع غیر متمرکز ممکن است بر حسب درجه یکپارچگی با یکدیگر متفاوت باشند و اینکه جوامعی با عدم تمرکز بالا نیز ، ممکن است کاملاً به هم ریخته باشند . بلکه مسئله این است که ریگز با تجدید نظر در مدل خود ، جامعه غیر متمرکز و به هم ریخته را جامعه منشوری ؛ اما جامعه غیر متمرکز و یکپارچه را جامعه بسیط نامیده است . بنابراین ، جوامع منشوری و بسیط از این پس ، بر روی یک طیف قرار ندارند و نقطه مقابل یکدیگر نیستند . بلکه جوامع منشوری « به هم ریخته » و جوامع پراکنده « یکپارچه » هستند . به همین دلیل ، برای نشان دادن درجه عدم تمرکز ، پیشوندهایی به ابتدای نام انواع جوامع منشوری و بسیط اضافه شده است . شکل شماره (1) رویکرد های یک بعدی و دو بعدی در مدل منشوری را نشان می دهد .
ž                  به عقیده ریگز ، طبق مدل دو بعدی ، ممکن است شرایط منشوری در هر سطحی از عدم تمرکز به وجود بیاید ،  و این شرایط رانباید به کشور های در حال توسعه محدود کرد ، بلکه وقوع آن در کشور های توسعه یافته نیز محتمل است .
ž                  به رغم تغییر عقیده ریگز در استفاده از مدل ، او هنوز هم مدل خود را برای جوامع منشوری که نیمه متمرکز و بهم ریخته هستند و به عبارت دیگر ، برای جوامع « منشوری مرسوم » مناسب می داند .
 
 
 
ž                   
ž                  رویکردهای یک بعدی و دو بعدی مدل منشوری
ž                    رویکرد
ž                   یک بعدی
ž                                                                                                              
ž                               
ž                         یکپارچه                                                                              بسیط جدید
ž                                                                                         بسیط مرسوم    
ž                                                      بسیط کهن               
ž                  رویکرد     
ž                    دو بعدی                                 مرکب                                                               غیر متمرکز
ž                                                 
ž                                به هم ریخته           منشوری کهن
ž                                                                                 منشوری مرسوم  
ž                         
ž                   
ž                   
ž                   
ž                                                                                                           منشوری جدید                   
                
 
مهم10 - مدل ((سالا))همواره با چه مسائل و مشکلاتی روبرو است.؟ توضیح دهید.؟
ž                  سالا ترکیبی از اداره بسیط و اتاق مرکب را که می تواند معرف بوروکراسی منشوری باشد ارائه می دهد .
ž                  مدل « سالا » نیز همواره با مسائل زیر همراه است :
ž                  توزیع نا عادلانه خدمات ؛
ž                  وجود فساد نهادینه شده ؛
ž                  عدم کارآیی در اجرای مقررات ؛
ž                  جانبداری از خویشاوندان در استخدام ؛
ž                  ایجاد قلمرو بوروکراتیک به منظور حفاظت از خویش ؛
ž                  وجود شکاف بارز بین انتظارات رسمی و رفتار عملی ؛ در مدل سالا اداره اصولاً پر مصرف و ولخرج است . در جوامع منشوری ، بسیاری از عوامل دست به دست هم می دهند تا موجبات ولخرجی اداره را فراهم آورند . ریگز ادعان دارد که چنین دیدگاهی ، ناراحت کننده است ، ولی او یقین دارد که این موضوع حاصل و برآیند منطق مدل منشوری است .
ž                  به هر حال ، این موضوع قابل توجه است که ریگز هیچگاه در مورد تطبیق مدل سالا با جوامع انتقالی فعلی ، ادعایی نداشته است و در حقیقت ، نیاز به تحقیق در مورد وسعت ویژگی های سالا در کشور های در حال توسعه را ، مورد تاکید قرار داده است . تمام اظهارات ریگز گویای این واقعیت است که تلاش او برای ساختن مدل ، اساساً مبتنی بر تجربه بوده است . َ
 
 
مطالب فصل سوم: (مدیریت تطبیقی) فرل هدی
1-مفاهیم نوسازی، توسعه و تغییر را مورد بررسی قرار دهید و آنها را با یکدیگر مقایسه کنید.؟
ž                  نوسازی:دانیل لرنر نوسازی را یک فرایند سیستمی شامل تغییرات تکمیلی در بخشهای جمعیتی،اقتصادی سیاسی،ارتباطات و فرهنگی جامعه می داند،در حالیکه مونت پالمر نوین سازی را یک حرکت به طرف مجموعه ای از روابط آرمانی که به نام نوین شناخته می شود تعریف کرده است.
ž                  منظوراز نوسازی عبارت است از یک فرایند متعلق به زمان اخیر و در عین حال یک گذر تاریخی نیز می باشد که با تکامل نهادهای سیاسی و اداری در اروپای غربی شروع  و به کشورهای دیگر نیزسرایت کرد.
ž                  وجه مشترک همه این مدلها تمایل به نوسازی با برتری جویی تعدادی از کشورهای مستقل است زیرا آنها براین باورند که نخبگان نوین ساز جوامع قویا  خواهان ایجاد تحولاتی هستند تا جامعه با سرعت حداکثر به جامعه نوین تبدیل شود.
ž                  توسعه:توسعه نیز مانند نوسازی تعابیر زیادی دارد که به طور گسترده در ادبیات علوم اجتماعی به کارگرفته می شود.توسعه زمانی رخ می دهد که اندازه یکی از شاخص های آنکه عمیقا مورد نیاز است و بر سایر شاخص ها به طور نسبی رجحان دارد افزایش پیدا کند و برخلاف نوسازی به صورت یک کل مورد بحث قرار نمی گیرد بلکه به بخشهای مختلفی (مانند توسعه اقتصادی،توسعه سیاسی)تقسیم شده و هر بخش به طور مجزا مورد بررسی قرار می گیرد.
ž                  تغییر:
 
2-توسعه سیاسی راتشریح نموده ومشکلات وچالش های آن رابنویسید؟
 
3-تئوری (توسعه سیاسی)  را ازدیدگاه دانشمندان مختلف شرح دهید، وبنویسید که شما کدامیک ازدیدگاهها را برای مطالعه کشورهای درحال توسعه پیشنهادمی نمائید. شرح دهید؟
 
 
4-منظور از (سندرم توسعه) چیست . شرح دهید؟
 
 
5-منظور از(توسعه سیاسی منفی) چیست؟ توسعه سیاسی منفی از سه دیدگاه هانتینگتون، هیگز و جان کاتسکی را مورد بحث قرار دهید؟
 
6-تئوری وابستگی  را تشریح نمائید؟
ž                  2 _ تئوریهای وابستگی را تشریح نمایید؟ عدم دستیابی به توسعه و پیشرفت توسط کشورهای در حال توسعه عمدتا ناشی از دوعامل مهم که عبارتند از: الف)وابستگی ناشی از عوامل > ب)وابستگی ناشی از عوامل>کشورهای در حال توسعه
ž                  2_الف) وابستگی ناشی از عوامل محیط خارجی :نظریه پردازان وابستگی،برخلاف مفاهیم ترویج و انتشار که توسعه را یک فرایند مثبت ورود و عاریه گرفتن جوامع عقب مانده شده از جوامع توسعه_ یافته می دانند،بر این باورند که اثر عوامل خارجی به شکل اعمال فشار و نفوذ از طرف کشورهای توسعه یافته (جوامع مادر)به کشورهای در حال رشد(کشورهای اقماری)بروز می کند،که اساسا منفی است.مشکلات جهان سوم ناشی از نوع رشدی است که جهان اول و کشورهای جهان اولی ان را ترغیب می کنند،لذا توسعه نیافتگی محصول توسعه است.مشخص ترین شکل وابستگی ان است که رشد ملت های وابسته انعکاسی از گسترش ملت های مسلط بوده و کمترین انطباق با نیاز کشورهای در حال توسعه دارد.
ž                  نظریه پردازان وابستگی در دهه 1980 به دو گروه عمده زیر تقسیم می شدند.
ž                  1_گروه اول اعتقاد براین داشتند که وابستگی ناشی از امپریالسیم سرمایه داری است.
ž                  2_گروه دوم معتقد بودند که وابستگی ناشی از ظهور یک سیستم دوقطبی بین المللی است.
ž                  وابستگی ناشی از امپریالسیم سرمایه داری:مارکسیست ها وابستگی را پیامد نظام سرمایه داری غرب به سر کردگی امریکا می دانند، آنها به دلایل زیر این نوع توســعه را یک ابزار خـدمت به امپریالسـیم می دانند.
ž                  1)حمایت از مفهوم انتشار و ترویج شیوه های توسعه غربی
ž                  2)پیروی از نظریه پایان ایدئولوژی،به عنوان وسیله ای برای تقویت کثرت گرایی غرب
ž                  3)موجه و عقلانی جلوه دادن وضع موجود
ž                  4)ارائه یک تفسیر عموما انحرافی از موقعیت کشورهای در حال توسعه.
ž                  وابستگی ناشی از ظهور یک سیستم دو قطبی بین المللی: این گروه به عنوان حامیان نظریه های بنیادین توسعه وابستگی را ناشی از دوقطبی شدن جهان بعد از جنگ جهانی دوم می دانند،به اعتـقاد آنها تعـادل بین الملـلی با قدرت گرفتن دو قدرت جهانی امریکا و شوروی سابق کشورهای ضعیف تر به یکی از این دو قطب وابستگی پیدا کردن برای تامین پاره ای از نیازهای خود جزء چند کشور که از استقلال لازم جهت اخذ تصمیمات مهم داخلی و خارجی و قدرت مقاومت در برابر تهاجم را دارند.
ž                  چهار نوع وابستگی از دیدگاه جگورایب:
ž                  جگورایب از چهارنوع وابستگی تاریخی که تقریبا با یک ترتیب زمانی ایجاد شده اند،نام برده است که عبارتند از :1-استعمار سنتی 2-استعمار جدید 3-وابستگی اقماری 4-وابستگی ایالتی.
ž                  2_ب)وابستگی ناشی از عوامل محیط داخلی کشورهای در حال توسعه:نظریه پردازان وابستگی با بررسی و توجه بیشتر به ویژگی های داخلی کشورهای وابسته به نتایج جالب توجهی دست یافته اند که حاکی از این است که این جوامع ماهیت دوگانه ای دارندکه بخشی متجدد شده و بخش دیگر رشد چندانی نکرده است .
ž                  2- ب-1)مفاهیم چندگانه وابستگی ناشی از عوامل محیط داخلی:تفسیرهای مختلفی در این مورد وجود دارد که ما به چهار مورد که عبارتند از 1)مفهوم استعمار داخلی،2)مفهوم رکود3)مفهوم در حاشیه_ ماندگی4)مفهوم ملیت زدایی
ž                  مفهوم از استعمار داخلی ان است که تسلط کشورهای مرکز بر کشورهای اقماری در داخل نیز با تسلط گروه های نخبه داخلی که به دولتهای خارجی و شرکتهای چند ملیتی وابسته هستند،بر دیگر اجزاء داخلی به صورت استعمار داخلی ظاهر می شود و توان مقاومت در برابر وابستگی را از انها می گیرد.
ž                  2-ب-2)وابستگی ناشی از استراتژی رهبران کشورهای در حال توسعه:نظریه پردازان وابستگی در موارد متعدد از جمله در رابطه با اینکه رهبران کشورهای وابسته برای مقابله با وابستگی چه استراتژی استفاده کنند با هم اختلاف نظر دارند.
ž                  1)انهایی که وابستگی را به معنی گسترش جهانی سرمایه داری می دانند.2)تمایلات امپریالیستی قدرتهای کمونیستی مانند اتحاد جماهیر شوروی(سابق)یا چین را نادیده گرفته اند.3)راهکارهای موجود در پیش روی کشورهای وابسته را محدود می دانستند. 4)به رهبران این کشورها توصیه می کردند در بهترین اوضاع و احوال موجود،که نتیجه تسلط دوابرقدرت می باشد،آنها نیزدرصدد ایجاد سازگاری و تطبیق با محیط باشند.
ž                  2-ب-3)وابستگی ناشی از کمبود امکانات کشورهای در حال توسعه :موضوع امکانات برای توسعه مستقل و ضرورت بهره گیری هرچه بهتراز این امکانات بسیارمهم است که دراین دیدگاه بر رویکرد اصلاح طلبی در تحت رهبری نخبگان داخلی و استفاده از ازادی عمل باقیمانده از عملیات سیستم جهانی تاکید شده است.این راهکار را معمولا سرمایه داری مستقل می نامند.
ž                  2-ب-4)وابستگی ناشی از عدم بهره گیری مناسب از استراتژی زمان:مورد موثر دیگر در توسعه نیافتگی ندانستن اهمیت خارق العاده زمان و استفاده بهینه از فرصت ها قبل از به هدر رفتن ان می باشد.برخی از اندیشمندان از عدم بکارگیری فعال این استراتژی در جایی که امکان موفقیت ان وجود دارد،متاسف هستند.انها اخطار می کنند که ممکن است عمر راهکارهای توسعه کوتاه باشد.
ž                   
7-نظرات مخالفان و موافقان واژه توسعه را مورد بحث قرار دهید و شما کدام گروه را ترجیع می دهید چرا؟
ž                  مخالفان واژه توسعه از این کلمه  به خاطر کلی و بیش از حد عامیانه بودن ان می دانند و همچنین مفاهیمی از قبیل نوسازی و تجدد طلبی نیز باید به مانند توسعه از فرهنگ لغات فنی حذف شوند و این در حالی است که موافقان این واژه بر اتصال ابعاد مختلف توسعه به یکدیگر تاکید دارند موافقان واژه تغییرکه بر اتصال ابعاد مختلف فرایند توسعه به یکدیگر تاکید بیشتری دارند آنها از منظر نهادگرائی به حکومت نگاه می کنند و عقیده دارند که اکنون زمانی  است که باید به جای نتایج به عدم قطعیت و آزمایشی بودن فکر کرد.
اپتر با توجه به اینکه از جمله مخالفان واژه توسعه است تصریح می کند که اندیشه های او کاملا یکپارچه در درون یک سیستم واحد جا نمیگیرد بلکه معتقد است آنها مسائلی هستند که با یکدیگر پیوند دارند. موارد مد نظر وی شامل رابطه توسعه و دموکراسی، مشکل نوآوری  و حاشیه نشینی،خشونت و امکان اعمال حاکمیت می باشد.
 
8- تاثیر عوامل فرهنگی، اقتصادی، سیاسی در توسعه را چگونه ارزیابی نمائید. بحث کنید.؟
ž                  بیتس و همکاران او معتقدند در صدد آموختن راه های اعمال اقتصاد سیاسی با استفاده از رویکرد گزینش جمعی بوده و به این نتیجه رسیده اند که بازارهای ناقص هستند و نهادهایی به جز بازارها،منابع را تخصیص می دهند.انان مداخله سیاسی را الزاما پشتیبانی کننده رشدوتوسعه نمی دانند. نخبگان سیاسی،اغلب به طریقی رفتار می کنند که رفتار آنها از نظر سیاسی«عقلایی»و از نظر اقتصادی«غیرعقلایی»بوده ودرنتیجه،باعث افزایش قیمت تمام شده و به تعویق افتادن توسعه می گردند.
ž                   
مهم9- استراتژی های سه گانه «میتلمن» را توضیح دهید؛ و بگوئید آیا این استراتژی ها برای تغییر در کشورهای در حال توسعه مفید است یا خیر.؟ دلایل خود را ذکر کنید.؟
ž                  استرتژی اول – پیوستن به سرمایه داری جهانی که عنوان متداولترین مسیر توسعه است که در این رابطه می توان کشور برزیل را به عنوان نمونه بارز نام برد وقتی به عمق این مبانی توجه شود در می یابیم که پذیرفتن سرمایه داری جهانی به منزله پذیرفتن افزایش کنترل دولت براقتصاد،تمرکز سرمایه از بالا و خارج از کشور به منظور گسترش موجودی ماشین الات و سایر تجهیزات تولیدی و تراکم درامد در دست طبقات بالای جامعه و سرمایه گذاران خارجی و دادن وعده براینکه توزیع عادلانه ثروت در بین احاد جامعه.این رویکرد با توجه به اینکه رشد قابل قبولی را به همراه داشته باشد اما توجه به این مسئله که باعث ایجاد یک بدهی عظیم خارجی می شود بسیار مهم است.
ž                  استراتژی دوم – کناره گیری از سرمایه داری جهانی راهکاری که چین در زمان رهبری مائو از ان استفاده می کرد این استراتژی باعث حذف توزیع سنتی قدرت و دگردیسی تولید،همراه با تورم پایین و کاهش قابل توجه وابستگی به نیروهای بازار خارجی بود و نتیجه  ان معرفی و سپس وارونه شدن سیاستهای اقتصادی،اعمال فشار گسترده به مردم،ایجاد ساختارهای دولتی و بوروکتراتیک در سطوح بالا گردید.
ž                  استراتژی سوم – عبور از موانع سرمایه داری جهانی است که توسط کشور موزامبیک به صورت ایجاد احزاب و سازمان های دولتی جدید،سرعت بخشیدن به تغییر و دگرگونی روستایی،گسترش صنایع سنگین وتعریف مجدد روابط با اقتصاد بین المللی.
ž                  با توجه به این استراتژی ها در کشورهای مختلف اثرات مختلفی داشته اند لزوم با اشاره به مثالهای کتاب نمی توان این استراتژیها را رد کرد زیرا استفاده از استراتژی اول در بسیاری از کشورها اسیایی طی 3 دهه اخیر بسیار موفقیت امیز از لحاظ رشد اقتصادی بوده و این مسئله انتخاب مناسبترین راهکار برای توسعه هر چه بهتر کشور بر عهده زمامداران است که با توجه به ظرفیت ها و قابلیتهای کشورشان از چه استرتژی بیشترین بهره را خواهند برد.
 
 
10 – سه اقدام اصلاحی در پاسخگویی به « تغییر» در کشورهای در حال توسعه را توسط « تونی اسمیت» مورد بحث قرار گرفته است را بنویسید.؟ نظر خود را نیز در این زمینه ارائه کنید.
 
11-مفهوم (تغییر) و ویژگی های آن درکشورهای توسعه یافته رابنویسید؟
 
 
مهم12– رویکرد جدید« تحدید حدود سیستم های اجتماعی»  را تشریح نمائید.؟ این نظریه با کدام یک از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تطبیق دارد.؟
ž                  عقیده بر این است که کشورهای جدید جهان به دنبال الگوی متفاوت برای شکل گیری آینده کشور خود هستند.کشورهای در حال توسعه به عنوان یک گروه هنوز هم دارای ویژگیهای مشترکی هستند و با مشکلات مشابهی مواجه هستند که می توان همه آنها را در یک طبقه بندی اجتماعی دسته بندی کرد ولی تئوری و عمل توسعه استاندارد پاسخگوی آنها نخواهد بود.نظریه تحدید حدود سیستمهای اجتماعی رویکرد متفاوتی ارائه می دهد که صرفا بحث  برسر سیستمهای اجتماعی مورد نیاز برای توانمند کردن افراد جهت کسب موفقیت نیست بلکه بحث اصلی بر سر طرح و شکل موضوعات و مشکلات سیستمهای اجتماعی به عنوان وجه مشترک همه جوامع انسانی می باشد.
 
 
مطالب فصل پنجم: (مدیریت تطبیقی) فرل هدی
1-ویژگیهای مشترک سیاسی، اداری و بوروکراسی در کشورهای توسعه یافته را بنویسید.؟به نظر شما چه ویژگی های دیگری را می توان به آن اضافه نمود.؟
ž    1. تنوع و تفكيك سازماني بالا و تقسيم وظيفه زياد است و انتخاب سياسي براساس عملكرد و عدم دخالت نظرات شخصي مي‌باشد.
ž    2. روش‌هاي اخذ تصميم عمدتاً عقلايي و دنيوي است و ارزش‌هاي سنتي از بين رفته‌اند.
ž    3. حجم و دامته فعاليت‌هاي سياسي و اداري زياد است فعاليت‌هاي سياسي و اداري همه جوانب زندگي جامعه را دربرگرفته و مرتباً در حال افزايش است.
ž    4. همبستگي بين قدرت سياسي و مشروعيت زياد است علت آن وجود حكومت ملي است كه هم فراگير و هم مؤثر مي‌باشد. وجود اين سيستم شكاف بين قدرت و مشروعيت را كاهش مي‌دهد.
ž    5. علاقه ومشاركت عمومي در سيستم سياسي، هرچند به‌معني مشاركت فعال ملت در تصميم‌گيري سياسي نيست، گسترده است.
ž    6. يكي ديگر از ويژگي‌هاي مشترك جوامع مدرن آن است كه عموماً مدرنيزاسيون تحت حكومت مطلقه و اليگارشي (قشري ـ نخبه‌گرايي) آغاز و به‌سمت نوعي از جامعه توده‌اي دموكراتيك يا آمرانه ادامه پيدا مي‌كند.
ž     
ž    2-مهمترین ویژگی های نخبگان اداری (فرانسه) رابنویسید؟
ž     
ž     
3- نارسایی های بوروکراسی در سیستم اداری «فرانسه» را توضیح دهید.؟
ž    1. تصميم‌گيرندگان يا مردم و كساني كه تصميم بر آنها اثر مي‌گذارد خيلي فاصله دارند.
ž    2. هماهنگي مشكل است. ترس از تعارض و روابط رو در رو منجر به خودداري از سازمان‌ها از تداخل اختيار ـ كه كارمندان عالي‌رتبه از آن وحشت دارند مي‌شود. كارمندان عالي‌رتبه عقيده دارند قدرت چيز مطلقي است كه نمي‌تواند تقسيم شود و مورد بحث قرار گيرد. اگر آنها به‌امپرياليسم روي مي‌آوردند قصدشان همكاري با امپرياليسم نيست. بلكه هدف‌شان فقط حفظ يكپارچگي قدرت سازمان است. اين فكر موجب احتياط و محافظه‌كاري شده و تمركزگرايي را كه باعث از بين رفتن قوه ابداع و تمايل به توسعه مستقل مي‌شود تقويت مي‌كند.
ž    3. مشكل نهايي سازگار شدن با تغييرات و براي هرگونه تغيير كوچك بايد كل سيستم حمله كرد. همواره رنج مي‌برد.
ž     
4- گزینش و استخدام کارکنان دولتی در سیستم اداری «فرانسه» را توضیح دهید.؟
ž    گزينش كاركنان در فرانسه برخلاف گذشته به‌صورت متمركز است. استخدام براساس تحصيلات عالي صورت مي‌گيرد. و اصلاحاتي بعد از جنگ‌ در سيستم آموزشي به‌عمل آمده است.
ž    متصديان خدمات حساس و مقامات سطح بالا حق اعتصاب دارند. شكل تصميم‌گيري در فرانسه با صفات فرانسويان يعني تأكيد بر عقلايي بودن مسئوليت مطلق‌گرايي تطبيق دارد.
ž    در قانون فرانسه (مصوب سال 1946) ايجاد اتحاديه براي كاركنان دولت مجاز دانسته شده.
 
5- آیا بوروکراسی در«فرانسه»بابوروکراسی«وبر»تطبیق دارد. به طور کامل شرح دهید.؟
ž    در رابطه با نقش بوروكراسي فرانسه در بلندمدت و اثربخشي كنترل بر بوروكراسي مي‌توان ادعا كرد كه بوروكراسي در فرانسه توانسته است با شايستگي، تداوم رهبري سياسي شكننده و در حال تغيير را تضمين كند.
ž     
ž    6- ساختار اجرایی دولت (فدرال آلمان) رابنویسید؟
ž     
ž    7-بوروکرات های (آلمان) چگونه انتخاب می شوند؟ارتباط آن با سیاستمداران چگونه است. توضیح دهید؟
ž     
8- معیارهای موفقیت در سیستم اداری «آلمان» راتشریع کنید.؟ آیا می توان این معیارها را برای کشورهای در حال توسعه نیز تجویز کرد. چرا.؟
ž    رشد در داخل سيستم براساس دو معيار انجام مي‌شود.
ž    1. ملاحظات سنتي خدمات دولتي مانند: ارشديت، شايستگي حرفه‌اي وفاداري و روابط‌كاري خوب با همكاران.
ž    2. وابستگي‌هاي حزبي، مهارت‌هاي سياسي، داشتن حامي سياسي و روابط خوب با گروه‌هاي ذيربط.
ž    اندازه‌گيري اين ويژگي‌ها به‌خصوص به‌صورت تركيبي مشكل است.
ž     
9- آیا بوروکراسی در«آلمان» بابوروکراسی«وبر»تطبیق دارد. به طور کامل شرح دهید.؟
ž    بوروكراسي آلمان با بوروكراسي وبر تطبيق دارد. ولي در تحقيقات خلاف اين امر را نشان داده است. بوروكرات‌هاي آلمان عمدتاً كه طرف سياست و رفتار سياسي گرايش دارند به‌رغم تغييرات سياسي زياد، كنترل سياسي بر بوروكراسي وسيع بوده است. بوروكراسي آلمان بيش از اندازه مطيع مي‌باشد در آلمان جابه‌جاي از «اداره به‌سياست و از «سياست به اداره» بسيار نادر است.
ž    بوركرات‌هادرمجاس قانون‌گذاري ازحضور وسيع دارندآنها مي‌توانندبعدازپايان دوره نمايندگي مجلس به شغل اوليه خودباز گردند.
ž     
10 – ویژگی های  سیستم اداری «آلمان و فرانسه» با توجه به آنچه که در کتاب گفته شده کدامند.؟ وضعیت کنونی این دو کشور را با هم مقایسه نموده و بصورت جدول ارائه کنید.؟
ž    فرهنگ آلمان و فرانسه از دو بعد مهم به شرح زير شبيه يكديگر مي‌باشد.
ž    1. عدم ثبات سياسي گسترده حكومت فرانسه از سال 1789 تاكنون سه‌بار به شكل حكومت سلطنتي، مشروطه دوبار امپراطوري، يك‌بار نيمه ديكتاتوري و پنج‌بار جمهوري شده و همه اين دگرگوني‌ها، با آشوب همراه بوده است. آلمان نيز وضعيت مشابهي داشته است و با وقايعي مانند ايجاد پروس كه در نهايت منجر به ظهور رايش، تحت حكومت بيسمارك گرديده است. و ايجاد امپراطوري آلمان تا سال 1918 ايجاد جمهوري و ايمار بعد از جنگ جهاني اول، ايجاد ديكتاتوري نازي و تصميم آلمان بعد از جنگ جهاني دوم و سرانجام اتخاد آلمان در سال 1990 شاهدي بر اين ادعا مي‌باشد.
ž    2. دو كشور آلمان و فرانسه با وجود عدم ثبات سياسي از يك ثبات بوركراتيك برخوردار بوده‌اند. اداره پروس كه هسته اصلي دولت را در آلمان تشكيل مي‌دهد پيشگام بوركراسي مدرن بوده است. در فرانسه نيز بوروكراسي حكومت گذشته آن بعد از يك توقف كوتاه مربوط به دوران انقلاب، نهايتاً در اختيار ملت قرار گرفت. «ثبات» از ويژگي‌هاي اداره و بي‌ثبات» از ويژگي‌هاي سياست اين دو كشور محسوب مي‌شود.
 
 
 
مطالب فصل ششم: (مدیریت تطبیقی) فرل هدی
1-فرهنگ مدنی راتعریف کنید . چه کشورهایی دارای این ویژگی هستند ؟
ž    فرهنگ مدنی فرهنگی است مشارکتی و کثرت گرا . این فرهنگ سیاسی مبتنی بر ارتباط و ترغیب و به عنوان یک فرهنگ اجماع و تنوع است .اجازه تغییر می دهد ولی آنرا تعدیل می کند.انگلیسی ها دارای فرهنگ مدنی طبقاتی هستند و آمریکاییها دارای فرهنگ مدنی مشارکتی .
ž     
2-بوروکراسی در بریتانیا را تشریح کنید؟
ž    بوروکراسی در بریتانیا در یک نظام سیاسی واحد پارلمانی عمل می کند .در انگلیس جابجایی مشاغل دولتی و غیر دولتی خیلی کم است .میزان و نوع دخالت در خط مشی گذاری مخفی نگه داشته می شود .در انگلیس کارمندان عالی رتبه با تضعیف حزب یا تغییر کابینه تغییر نمی کنند .نهادهای اداری بیش از حد برای خود مشروعییت کسب کرده اند و بیشتر بوروکراسی سنتی به سیاست گرایش دارند .
ž     
3-فرل هدی در مطالعات خود وزرا دولت بریتانیا را بر حسب ویژگیهای شخصیتی به چند گروه تقسیم کرده است تشریح کنید .
ž    1-وزیران ابداع کننده
ž    2- وزیران انتخاب کننده خط مشی
ž    3- وزیران اجرایی
ž    4- وزیران سفیر
ž    5- وزیران قناعت کننده به حداقل
ž     
ž    4-وزرای وزارتخانه های انگلیس در اداره امور دولتی ، چه نقش های را برعهده دارند؟
ž    5-چرا وزرای بریتانیا در برابر اصلاحات بروکراسی ،پاسخگویی لازمن را نداشتند؟ توضیح دهید؟
ž    6-بروکراسی در(ایالات متحده)و(ژاپن)را شرح دهید. و ویژگی های هریک را در یک جدول تنظیم ومقایسه کنید؟
ž    7-بوروکراسی در (روسیه) را تشریح نمائید؟
ž    8-دودسته از( تشکیلات نهادی) در روسیه راتشریح نمائید؟
ž    9-بوروکراسی در (چین) را تشریح نمائید؟
ž     
10-ساختار اداری وزارتخانه و معیارهای استخدام کارکنان دولتی در چین را بنویسید ؟
وزارتخانه های چین اصولا کنترل خود را بر سطوح پایین اداری به خصوص در دوران جهش بزرگ به جلو تا حد قابل توجهی از دست دادند .کمیته های محلی حزبی تصمیم گیرندگان اصل بودند . در دوران انقلاب فرهنگی حزب کمونیست چین به زیاده روی در بوروکراتیک شدن متهم شئ . معیار استخدام در بوروکراسی چین بر حسب میزان تاکیدی که بر وفاداری سیاسی در برابر متخصص بودن می شود تغییر می کند .
 
11-اقدامات اصلاحی در بوروکراسی چین در چه زمینه هایی صورت گرفت ؟
1-افزایش تحصیلات عالی در داخل یا خارج از کشور
2-تاکید بر توانایی های فنی در استخدام اولیه
     3- کاستن از اهمیت ارشدیت و توجه به تخصص در انتصابات و در نتیجه کاهش شدید تعداد وزارتخانه ها و موسسات دولتی .
     4- کاستن از تعداد کارکنان ستادی
     5- احیا نظارت مستقیم  مردم بر مقامات سطوح پایین  از طریق رای گیری
     6- سنجش آرای عمومی و تمهیدات دیگر 
 
-12ویژگی های اصلی و مهم بروکراسی وسیستم اداری درکشورهای (انگلیس ،ایالات متحده، ژاپن وچین) راباهم مقایسه کنید(بصورت جدول)
-13به نظر شما،بوروکراسی درکدام یک از کشورهای فوق ،شباعت بیشتری با بوروکراسی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ دلایل خودرا ذکر نمائید.
 
 
 
مطالب فصل هفتم: (مدیریت تطبیقی) فرل هدی
1- منظوراز«ایدئولوژی توسعه» را تشریح نموده و اهداف آن را بنویسید.؟
از آنجایی که وجود «ایدئولوژی توسعه»برای درک سیاست و اداره این کشورها یک ضرورت است،بنابراین می بایست به عناصر مهم آن،نظری بیافکنیم.این عناصر عبارتند از:
1)ملت سازی
2)پیشرفت اقتصادی-اجتماعی
عناصر فوق،اهداف دوگانه توسعه به شمار می آیند. ملت سازی
اسمن ایجاد کشور مستقل را همانند شکل دهی سنجیده یک اجتماع سیاسی یکپارچه در مرزهای جغرافیایی معین که در آن،نهاد سیاسی حاکم یک حکومت ملی است مس داند. روستو نیز در سال 1967 گفته است؛امروزه ملیت همانند گذشته،الهام بخش 130 ملت که قبلاً از یکدیگر جدا بوده اند،اما در حال حاضر توسط وسایل مدرن ارتباطی و حمل و نقل،به طور مستحکم به یکدیگر مرتبط شده اند می باشد.
مفهوم حکومت ملی،با چنین جاذبه و درخواستی از سوی سایر کشورهای جهان،قدری عجیب به نظر می رسد.در حالی که ملت(به عنوان یک واحد سیاسی)و ملی گرایی (به عنوان یک دکترین) در غرب-یعنی محل نشأت گرفتن حکومت ملی-به تدریج جاذبه خود را در غرب از دست داده است. محققی به نام کاتسکی آن را «سیاست های نوسازی از درون» نامیده است.
پیشرفت اقتصادی-اجتماعی
ž    رچه ممکن است تحقق هدف مبنی بر پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی نیز،به اندازه ایجاد یک کشور مستقل و با هویت،امری مشکل و سخت باشد.اما به هر حال،این هدف قابل اندازه گیری و ملموس تر است.
ž    ایدئولوژی توسعه،ضرورت اقدام سیاسی و اداری را یادآور می شود،اما شکل دقیق و سازمانی و تشکیلاتی هیچ یک از آنها را معین و مشخص نمی کند.به نظر مرگانی این دسته از کشورها خواهان تشکیل یک دولت مقتدر و یک مدیریت اجرایی قوی،با درجه بالایی از تمرکز گرایی هستند و فرض بر این است که بدون وجود یک دولت یا رهبری مقتدر،اگر ایجاد اتحاد ملی و تحول سریع اقتصادی-اجتماعی غیر ممکن نباشد،حداقل امری است کاملاً دشوار. اصولاً مشخصه بارز ایدئولوژی توسعه،توافق بر سر ضروری بودن دو هدف ذیل می باشد:
1)ایحاد دولت مستقل با ملیت متمایز و مشخص و پیشرفت مادی؛
2)داشتن توان حرکت به سوی یک سرنوشت طولانی.
ž    بنابراین حاصل ترکیب دو عامل فوق،آن چیزی است که در سیستم سیاسی اکثر این کشورها،منعکس می شود.
ž     
 
-2حرکت به سوی (ملی گرایی) در اروپا به چه صورت بوده است؟ آیا در کشورهای درحال توسعه نیز وضعیت به همین شکل است؟ توضیح دهید؟
 
 
-3 سیاست های توسعه درکششورهای درحال توسعه را نام ببرید وهریک را تشریح کنید؟
 
 
ž    4- دیدگاههای  «فوندر مندن؛ ویکی راندلفوندر مندن»:
ž     
ž    گریز از سیستم های رقابت حزبی
ž    یکی از میراث های سیاست غرب-که تقریباً با پذیرش تمامی کشورهای در حال توسعه روبرو شده است-نهادهای حزب سیاسی می باشد.در اینجا نظرات سه تن از محققان در این زمیه،مورد بحث و بررسی قرار می گیرد:
ž    1)دیدگاه فوندر مندن؛
ž    2)دیدگاه آپتر؛
ž    3)دیدگاه ویکی راندل.
ž    دیدگاه «فوندر مندن»:
ž    اگر حزب را به مفهومی که آقای «فوندر مندن» تعریف کرده است،یک گروه سازماندهی شده بدانیم که به دنبال تحت فرمان گرفتن کارکنان و سیاست های دولت است،یا گروهی که حداقل به اصل یا اصولی(شامل فرآیند رأی گیری)پای بند هستند آن وقت در می یابیم که گسترش شایستگی احزاب در این کشورها،چگونه از بین رفته و یا هرگز به صورت واقعی،تحقق نیافته است.از تعداد 98 کشوری که توسط «فوندر مندن» مورد بررسی قرار گرفته بود تنها 24 کشور (یعنی فقط یک چهارم آنها) دارای سیستم حزبی بودند که تغییرات قدرت در آنها،تقریباً به صورت صلح آمیز صورت می گرفت.
ž    در بین دو پنجم آنها (یعنی 38 کشور) هیچ دولتی که توسط حزب روی کار آمده باشد مشاهده نشد.
ž    در بین آنها،پنج کشور کمونیست به صورت تک حزبی بودند و در 16 کشور دیگر،سیستم یک حزبی به اشکال و صور دیگری روی کار آمده و سیستم تک حزبی حاکم بود.
ž    دیدگاه «آپتر»:
ž    دکترین دیگری که در بین حکومت های جدید توسعه پیدا کرده است،طرفداری از نطریه «انحصار اختیار جامعه» در دست دولت است که آپتر آن را «مذهب سیاسی» نامیده است.وقتی چنین دکترینی(به عنوان شکل اصلی شیوه حکومت)پذیرفته می شود،نتیجه آن به احتمال زیاد،ایجاد نوعی سیستم بسیجی است که عمیقاً با تحولات سریع و سازمان یافته زندگی مردم همراه است.این نوع حکومت های مذهبی،متمایل به استفاده از یک حزب (به عنوان ابزار و وسیله رسیدن به اهداف خود) می باشند.
ž    دیدگاه «ویکی راندل»:
ž    آخرین تحقیقات پیرامون جناح های سیاسی در کشورهای کمتر توسعه یافته توسط ویکی راندل در کتابی گردآوری شده است.او معتقد است که تمایل به از گردونه خارج کردن جناح ها،باید از بین برود.
ž    مطالعات راندل،بر تنوع احزاب در کشورهای کمتر توسعه یافته اشاره کرده و تأکید می کند که بیشتر حکومت های کشورهای کمتر توسعه یافته (در برخی ار مراحل) خود بانی تشکیل احزاب سیاسی بوده اند که در حال حاضر،تقریباً از اکثریت خوبی نیز برخوردار هستند.وی سپس نتبجه می گیرد که تثبیت دائمی برخی از احزاب سیاسی به دنبال تشکیل حکومت نظامی بدین معنی است که حزب سیاسی،وظایف معینی را انجام می دهد که حکومت های کشورهای کمتر توسعه یافته نمی توانند به راحتی از عهدۀ آن برآیند.
ž    راندل سپس به نکتۀ مهمی اشاره کرده و چنین نتیجه گیری می کند که اهمیت اصلی احزاب،در تجهیز دولت با استفاده از مکانیزم حمایتی از طریق تشکیل ائتلاف های پشتیبانی کننده یا اعطای مشروعیت ملی باشد.آنها مردم را طوری تجهیز می کنند که می توانند بر دولت اثر بگذارند و آن را ساقط کنند.
ž     
ž    5- نظامیان در حکومت های ملی نوین) چه نقشی را ایفا می کنند؟ تشریح کنید.
ž     
6- ادبیات مداخله نظامی در کشورهای در حال توسعه، حاوی چه موضوعاتی است؟ آنها را شرح دهید.؟
ž    ادبیات مداخله نظامی،حاوی موضوعات بحث انگیز زیادی است که در اینجا به دو مورد از آنها اشاره می شود:
ž    1)حساب سود و زیان و ارتش در حکومت کردن؛
ž    2)اثرات حکومت نظامی در تغییرات اجتماعی؛
ž     حساب سود و زیان و ارتش در حکومت کردن:
ž    نظریه غالب دربارۀ توانایی های سیاسی ارتش ها،توسط محققانی همچون (کلافام،جانو ویتز،فیلیپ) به اختصلر اینگونه بیان شده است:«با اینکه برای ارتش نسبتاً آسان است که قدرت را در یک کشورجدید به دست بگیرد،ولی اداره کشور برای آن به مراتب مشکل ترمی باشد.» زیرامشکل اصلی در رژیم های نظامی،چگونگی به دست آوردن قدرت نیست،بلکه چگونگی استفاده از آن است.
ž    همچنین موانع مهمتر در سر راه حکومت های نظامی وجود دارد،عبارتند از:
ž    1)عدم اعتماد نظامیان به داد و ستدهاس سیاسی؛
ž    2)بی توجهی آنها به هدف نهایی مشارکت سیاسی؛
ž    3)فقدان مهارت رهبری مجادلات و ارتباط سیاسی لازم،برای حفظ رهبری سیاسی.
ž    این طرز تلقی ها و نارسایی ها،مانع اتخاذ تدابیر عقیدتی روشن و تلاش برای بالا بردن دانش سیاسی عموم می شود.
ž    یکی دیگر از مشکلات عمده حکومت های نظامی،قطع تماس آنها با جامعۀ ملی و از دست دادن حمایت (یا حداقل موافقت) آنها می باشد.
ž     
ž     7-علت مداخله ارتش را از دیدگاه «ساموئل هانتینگتون» توضیح دهید؟
 
 
 
8- اثرات حکومت نظامی در تغییرات اجتماعی را شرح دهید.؟ نظرات تکمیلی خود را نیز در این زمینه با ذکر مثال ارائه کنید.؟
ž    در زمینه اثرات حکومت نظامی،بر تغییرات اجتماعی کشورهای در حال توسعه،بین صاحبنظران توافق چندانی وجود ندارد و شواهد تجربی موجود نیز ناقص و نارسا هستند.در 30 سال گذشته،سه دیدگاه مشخص در این زمینه،به شرح ذیل مطرح شده است:
ž    1)در یکی از نظرات سیاسی،ارتش به عنوان یک نیروی مثبت نوساز ترسیم گردیده است؛
ž    2)در نظریه دوم،رژیم های نظامی به عنوان مانعی بر سر راه تغییرات اجتماعی،در جهت نوسازی معرفی شده اند؛
ž    3)در نظریه سوم،که به وسیله هانتینگتون تکمیل گردیده است،فرض بر آن است که اثر دولت های نظامی بر حسب سطح توسعه اقتصادی کشور مورد نظر،با نوسان همراه است.
ž    برای آزمون نظرات سه گانۀ فوق،تلاش های گسترده ای به عمل آمده و اطلاعات تجربی زیادی از کشورهای در حال توسعه (در مناطق مختلف) مورد استفاده قرار گرفته است.البته نتایج حاصله،به نوعی مغایر یکدیگر هستند.ولی این ادعا که رژیم های نظامی به عنوان نوساز،دارای سابقه مثبت می باشند،تقریباً مورد تأیید می باشد.
ž     
9-طبقه بندی رژیم های سیاسی (نظریه فرل هدی)را تشریح نمائید.
ž    فرل هدی در اینجا می گوید؛با این فرض که نوع سیستم سیاسی،مهمترین معیار تفکیک بوروکراسی های عمومی کشورهای در حال توسعه است،من طرحی را انتخاب کردم که بر اساس رابطۀ خصوصیات اصلی رژیم سیاسی و نقش سیاسی بوروکراسی در سیستم،طراحی شده است.این طبقه بندی ضمن تأثیر پذیری از همه طبقه بندی ها،بیشترین اثر را از طرح های اسمن و فین سود گرفته است که شامل موارد زیر می باشد:
ž    1)سیستم های اقتدارگری سنتی؛
ž    2)سیستم های نخبه بوروکراتیک (نظامی و غیرنظامی)؛
ž    3) سیستم های رقابتی کثرت گرا؛
ž    4) سیستم های نیمه رقابتی تحت سلطه حزب؛
ž    5) سیستم های جنبشی تحت تسلط؛
ž    6) سیستم های انحصاری کمونیستی.
ž    در ادامه مطالب کتاب،همین تقسیم بندی با تغییرات جزیی،مورد استفاده قرار می گیرد.در سال های اخیر،رژیم ها پاندولی یا آونگی نیز به آن اضافه شده است.
ž    اخیراً گروه رژیم های سنتی و نخبگان سیاسی بوروکراتیک،بیشترین تغییر را هم از نظر ویژگی ها و هم از نظر تعداد داشته است.گروه سیستم های اقتدارگرای سنتی را،می توان با تغییری جزیی،تحت عنوان سیستم های «نخبه سنتی» نامید.کشورهای مشمول این طبقه را می توان به دو گروه «سنتی راست» و «سنتی نوین» تقسیم کرد.
ž     
ž    10-پنچ نکته اساسی درسیمای اداری کشورهای درحال توسعه را بنویسید؟
ž     
ž    11- فرمالیسم یا( ظاهرپرستی) چه پدیده ای است؟و شامل چه مواردی می باشد؟ توضیح دهید.؟
ž    یکی دیگر از ویژگی های قابل توجه،وجود تفاوت بین شکل ظاهری و واقعیت است که ریگز آن را فرمالیسم یا ظاهرپرستی می نامد.این پدیده عبارت است از:بزرگ تر نشان دادن هرچیز،به جای آنچه که عملاً وجود دارد.شکاف بین انتظارات و واقعیت ها را می توان تا حدودی به شرح ذیل ملاحظه کرد:
ž    1)وضع کردن قوانینی که قابل اجرا نیست؛
ž    2)پذیرش مقررات پرسنلی بی سر و صدا نادیده گرفته می شود؛
ž    3)اعلام برنامه تغییر تصمیمات اداری،همزمان با اعمال کنترل شدید بر تصمیم گیری در مرکز؛
ž    4)ارائه گزارش مبتنی بر تحقق اهداف از پیش تعیین شده،در حالی که فقط بخشی از آن انجام گرفته است.
ž    باید گفت که،این تمایلات در کشورهای توسعه یافته (مانند فرانسه،روسیه،ژاپن یا آمریکا)نیز دیده می شود ولی در سیستم های اداری کشورهای در حال توسعه،این خطا بیشتر و فراگیرتر است.
 
 
 
 
مطالب فصل دهم: (مدیریت تطبیقی) فرل هدی
1- آیا بوروکراسی باید نقش یک وسیله (ابزار) را ایفا نماید. توضیح دهید؟
همه صاحبنظران به این عقیده اند که بروکراسی باید نقش یک وسیله را داشته باشد به عبارت دیگر، بروکراسی یک پیشکار یا خدمتکار برای ارباب خود ایفا نماید.بروکراسی باید به گونه ای طراحی شود و شکل بگیرد که بتواند با اشتیاق و بطور موثر در برابر خواسته های رهبری سیاسی که طبقه مقامات بروکراتیک (اعم از نظامی یا غیر نظامی یا هر دو آنها) همواره یکی از طبقات حاکم در سیستم سیاسی را تشکیل می دهد، مردود شناخته شده است.اعضای بروکراسی اعم از نظامی و غیر نظامی می توانند جزو نخبگان سیاسی باشند.نباید تصور کرد که بروکراسی می تواند یا باید صرفا یک نقش انفعالی را ایفا کند و در تصمیم گیری دخالت داده نشود و در نتیجه از ورود به فرآیند سیاسی منع گردد بلکه صرف نظر از ویژگی های رهبری سیاسی، حضور بروکراسی در تصمیم گیری ها و فرآیندهای سیاسی ، تأکیدی بر ضرورت  و اهمیت اعمال کنترل سیاسی بر سیستم اداری است.
2- پیشنهادهای ( دونالد رووات) درمورد نقش مقامات انتصابی در خط مش گذاری را بنویسید؟
 
3- ارزیابی (پیترز) دررابطه بانقش بوروکراسی دولتی وخط مشی گذاری را بنویسید؟
پیترز نقش بروکراسی را در دولتهای امروزی برجسته میداند و افزایش وظایف دولت را پس از جنگ جهانی دوم یا اواسط دهه ی 1960 ، تقاضا برای یک حاکمیتی که از طریق افزایش طرفیت بروکراسی دولتی تحقق یابد افزایش یافته است. در دولتهای رفاه فعلی موفقیت هایی کسب کردند که نظریه پردازان یا دولت دموکراتیک ان را نادیده می پنداشتند به رغم  فشارهای سیاسی برای کاهش نقش خط مشی گذاری بروکراسی و زیاد کردن نقش بروکراتها همچنان بروکراسی دولتی در موضع قدرت خود باقیست و ممکن است پیش نیاز یک دولت اثربخش در جامعه ی کنونی باشد .
 
 4-دیدگاه دانشمندان ( مخالفان توسعه بوروکراتیک) رابنویسید؟(5مورد)
شامل :جوزف لاپالومبارا ، اس ان ایزنشتات ، هنری گودنو ،لوسین پای ، و فردریگز
1-فردریگز: وی دیدگاه تناقضی را در این مورد مطرح کردند واز اولین کسانی بودند که در این باره بهترین تفسیر را کردند.در بررسی موردی که در تایلند انجام دادند عقیده دارند که در جوامع در حال انتقال بین خط مشی گدار و مجری خط مشی عدم تعادل وجود دارد .و دریافت که در بروکراسیهای سنتی شکوفاییهایی وجود دارد ولی بر خلاف این ها سایر نهادها ضعیف هستند .ودر چنین حالتی سیاست در اختیار بروکراسی قرار دارد .او وجود تعادل یا عدم تعادل بین بروکراسی و سیستم قانون اساسی را وجه تمایز بین حکومتهای متعادل و غیر متعادل می داند واگر سیستم سیاسی بین این دو موازنه ایجاد کند در این صورت این سیتم متعادل است ودر غیر این صورت نامتعادل است .به گفته ریگز تسلط برو کراسی بر اینده سیستم سیاسی اثر معکوس دارد و تمایل به ایجاد مانع بر سر راه توسعه سیاسی را ناشی از عدم بلوغ و گسترش سریع بروکراسی و عقب ماندن سیستم سیاسی می داند.
2-لاپالومبارانظر خود را به مشکل چگونگی محدود کردن بروکراسی به صورت ابزار جلب کرده .که در کشورهای در حال توسعه مورد تاکید است بنابراین اگر توسعه دموکراتیک مد نظر باشد جدا کردن نقشهای اداری و سیاسی لازم است .و این کار هم از طریق محدود کردن قدرت بروکراسی در کشورهای جدید می باشد.وی پیشنهادهایی از این بابت ارائه کرد: 1 – کاهش تاکید بر اهداف توسعه اقتصادی .2 – تبدیل کردن تقاضای اقتصادی از سیستم سیاسی به تقاضای اجتماعی و سیاسی از ان. 3 – اجرای یک برنامه اموزشی همگانی .
3-ایزنشتات: معتقد است زمانی که بروکراتها قدرت را در دست می گیرند ودر نهایت رشد بالقوه سایر بخشهای جامعه را به تاخیر می اندازند ، ایجاد یک تعادل در سیستم سیاسی ضرورت بیشتری پیدا می کند .
5- پیشنهادهای (لاپالومبا )برای کاهش مسولیت بوروکراسی درهدف گذاری رابنویسید؟
لاپالومبارانظر خود را به مشکل چگونگی محدود کردن بروکراسی به صورت ابزار جلب کرده .که در کشورهای در حال توسعه مورد تاکید است بنابراین اگر توسعه دموکراتیک مد نظر باشد جدا کردن نقشهای اداری و سیاسی لازم است .و این کار هم از طریق محدود کردن قدرت بروکراسی در کشورهای جدید می باشد.وی پیشنهادهایی از این بابت ارائه کرد: 1 – کاهش تاکید بر اهداف توسعه اقتصادی .2 – تبدیل کردن تقاضای اقتصادی از سیستم سیاسی به تقاضای اجتماعی و سیاسی از ان. 3 – اجرای یک برنامه اموزشی همگانی
 
 
6 –دیدگاه (لوسین پای ) درخصوص نهادینه کردن بوروکراسی رابنویسید؟
 لوسین پای روانشناختی (نهادینه کردن بروکراسی) در کشورهای جدید را مورد مطالعه قرار داده و به این نتیجه رسیده است که بر خلاف تصور محققان آن دسته از کشورهایی که جدید التأسیس که ساختار اداری استعمارگران را بطور درست و دست نخورده به ارث برده اند خوشبخت نشده اند. زیرا در دوران حاکمیت استعمارگران در یک کشور ، کارمندان بومی که برای دولت استعمارگر کار می کند می آموزند که چگونه به اربابان خود وفادار باشند، قانونمند باشد و حداقل آزادی در رفتار و اندیشه را داشته باشند پس از استقلال الگوهای رفتاری قبلی قابل قبول و کافی نخواهد بود و روابط ناشی از قدرت جای خود را به آئین ها و آداب می دهد که این امر باعث نقصان فنی می شود.تنش سیاسی باعث می شود که بروکرات ها مقام خود را در خطر ببینند و وارد جنگ قدرت شوتد و بر ضرورت داشتن ویژگی هایی چون شایستگی ، خلاقیت و مهارت سیاسی تأکید نماید.
 
7 – دیدگاه دانشمندان (موافق توسعه بوروکراتیک) را بنویسید؟(8مورد)
رالف برایبانتی ، برنارد براون ، فریتس مارکس ، اسمات ، سیگلمن ، ویدنر ، فرل هدی
1 - رالف برایبانتی:بیشترین حمایت را از این موضع به عمل اورد.او بیان دارد که توسعه اقتصادی در پرتو ایجاد تناسب بین قدرت بوروکراتیک و کنترل سیاسی ، تحقق می یابد .حتی اگر با ضروریات توسعه مغایرت داشته باشد ایجادش ضروریست.
او لازمه توسعه را در قدم اول وجود یک بروکراسی شایسته می داند .که باید بدون توجه به رشد و بلوغ فرایند سیاسی بروکراسی را تقویت کرد .و اصلاح امور اداری به تنهایی تحقق پیدا نمی کند بلکه اثر زیادی بر دیگر نهادها داشته و امکان دارد در فرایند رشد به عنوان یک عامل مولد و تسهیل کننده عمل نماید .محققانی مانند اسمات و براون معتقدند باید از ضعیف شدن اداره جلوگیری نمود و تقویتش کرد .
2 – براون :تمایل زیادی به انتقال دادن قدرت از مقامات سیاسی به کارمندان حرفه ای دولت دارد ودر کل تمایل به انتقال قدرت سیاسی به قوه مجریه . او در عین حال خطر  بروکراسی کنترل نشده را یک واقعیت میداند و میگوید هرچند امکان حذف بروکراسی نیست اما تلاش برای تبدیلش به یک نهاد یا نماینده جامعه را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد .
3 – اسمات:هرچند بر نقش محوری و در حال رشد نهادهای اداری در انجام اقدامات تآکید دارد . عقیده دارد که تلاشهای نخبگان سیاسی غالبآ باید صرف اعمال کنترل و هدایت سازمانهای نظامی و غیر نظامی شود وبا تمایل داشتن انها به استقلال و بالا بردن منافع گروهی مخالفت شود .چراکه وقتی با مقابله با مخالفان خود برخیزند و در این شرایط فاقد حامی سیاسی قوی باشند خودشان دچار در ماندگی و ناتوانی می شوند
 
8 – لازمه توسعه از نظر (رالف برایبانتی) را بنویسید ؟ آیا این نظرات رامی تواند الگوی مناسبی برای کشورهای درحال توسعه نیز به شماراورد ؟ بحث کنید.
رالف برایبانتی ضمن قائل شدن اولویت برای توسعه اقتصادی در کشورهای جدید، در مراحل اولیه ملت سازی: همه محسنات در بروکراسی جمع هستند توسعه اقتصادی در پرتو ایجاد تناسب بین قدرت بروکراتیک و کنترل سیاسی تحقق می یابد.برایبانتی به کرات خاطرنشان کرده که لازمه توسعه در تقدم اول وجود یک بروکراسی شایسته می باشد. او معتقد است که باید بدون توجه به درجه رشد و بلوغ فرآیند سیاسی اقدام به تقویت بروکراسی نمود.وی همچنین عقیده دارد که  اصلاح امور اداری به صورت مستقل تحقق نمی یابد بلکه این اقدام اثر عمیقی بر سایر نهادها و ساختارها داشته و ممکن است در فرآیند رشد این عوامل به عنوان یک عامل مولد و تسهیل کننده عمل نماید.تقویت استراتژیک بسیاری از نهادها، بخش ها و ساختارها تا حد امکان یک ضرورت به شمار می رود.
 
9 – دیدگاه دانشمندان موافق (بهره گیری ازکمک های خارجی، برای توسعه بروکراتیک) را بنویسید؟
 یک دسته از محققان که نگران بروز عدم تعادل بروکراتیک هستند، استفاده از کمکهای خارجی را هنگامیکه برای ایجاد تعادل بهتر در سیستم سیاسی طراحی شده باشد مجاز می دانند.فرد ریگز ، رالف برایبانتی ، فرل هدی ، لاپالومبارا از دانشمندانی هستند که موافق این نظریه هستد.
فرد ریگز- طبق نظر این محقق ، اخذ تصمیم جهت ادامه یا توقف کمک ها، عمدتا بستگی به میزان موفقیت کشور دریافت کننده کمک ها در ایجاد تعادل سیاسی  دارد. وی توصیه می کند که با انجام اقدامات موثر و سنجیده باید از گسترش بروکراسی جلوگیری شود و سازمان های کنترلی هر چه بیشتر تقویت گردند. ریگز غالبا از کاهش تلاش های دریافت کمک برای بروکراسی ها و  همزمان با آن از گسترش برنامه های تقویت اجزای تشکیل دهنده سیستم سیاسی با استفاده از کمک های خارجی حمایت می کند.
رالف برایبانتی-پیروی از نظریه استفاده از کمک های خارجی به منظور تقویت بروکراسی با اعتقاد به تلاش در جهت افزایش قابلیت سایر عناصر سیستم سیاسی منافاتی ندارد.بلکه از نظر برایبانتی فرض آنست که حداکثرسازی تقویت استراتژیک نهادها، بخش ها و ساختارها یک ضرورت است.
فرل هدی-
 
10- دیدگاه (فرد ریگز) در رابطه با کمک های خارجی برای توسعه بوروکراتیک راشرح دهید؟
 طبق نظر این محقق، اخذ تصمیم جهت ادامه یا توقف کمک ها، عمدتا بستگی به میزان موفقیت کشور دریافت کننده کمک ها در ایجاد تعادل سیاسی دارد. وی توصیه می کند که با انجام اقدامات موثر و سنجیده باید از گسترش بروکراسی جلوگیری شود و سازمان های کنترلی هر چه بیشتر تقویت گردند. ریگز غالبا از کاهش تلاش های دریافت کمک برای بروکراسی ها و  همزمان با آن از گسترش برنامه های تقویت اجزای تشکیل دهنده سیستم سیاسی با استفاده از کمک های خارجی حمایت می کند تلاشهایی که در جهت پیشرفت بروکراسی به عمل آمده است فقط در تعداد معدودی از کشورهای در حال توسعه، که در آنها بین اداره و سیستم قانون اساسی تعدل نسبی برقرار بوده است، بطور نسبی به نتیجه رسیده اند.ریگز عقیده دارد هنگامیکه در سیستم سیاسی تعادل وجود ندارد و در اکثر موارد نیز به نفع بروکراسی کار شده است هرگونه کمک به بروکراسی باعث ایجاد تعادل مضاعف در سیستم می شود زیرا در این حالت در حالی که قدرت بروکراسی افزایش پیدا می کند بطور همزمان از کیفیت عملکرد اداری کاسته می شود.ریگز علاوه بر آنکه معتقد است باید برنامه های کمک به بروکراسی کشورهای نامتعادل متوقف شود خواهان آنست که کمک به کشورهای غیر دموکراتیک که دارای تعادل سیاسی می باشند نیز کاهش یابد.
 
11- دیدگاه (فرل هدی)  در رابطه با کمک های فنی اداره امور کشورهای درحال توسعه رابنویسید؟
فرل هدی با استراتژی ایجاد تعادل سیاسی به کمک منابع خارجی مخالف است.او می گوید ما نباید کمک های فنی به اداره امور سایر کشورها را که به عنوان یک سیاست ملی برگزیده ایم تطبیق ندارد و یا به این دلیل که ممکن است ارائه اینگونه کمک ها امید به تحقق چنین سیستم سیاسی را در آینده از بین ببرد متوقف کنیم. یقیناً رهبران ملی حکومت های در حال توسعه امروزه می توانند بطور مشروع ادعا کنند که آنها باید بتوانند انواع کمک های خارجی را با ترکیبی که بیشترین تطبیق را با آرمان های سیاسی آنها داشته باشد انتخاب کنند. با وجود چنین برداشت معقولی سیاست کشورهایی که کمک های خارجی خود را صرفاً در جهت نیل به توسعه سیاسی مورد نظر خود ارائه می دهند و منجر به موفقیت نخواهند شد.ارائه کمک های فنی نباید با ارائه کمک های سیاسی که برای اعمال کنترل بر بروکراسی مصرف می شود.همراه و همزمان باشد.چنین کمک هایی بطور قطع توسط آن دسته از رژیم های نخبه بروکراتیک که استراتژی آنها مستقیما توسط خود آنان طراحی می شود رد خواهد شد.
 
12-آزمون نظریه عدم تعادل (مدل سیگلمن) را مورد بحث وبررسی قراردهید؟ به نظرشما ،آیا این آزمون به شکل دیگر هم قابل اجرا است؟  دراین رابطه بحث کنید؟  نظرات خود را بنویسید؟
 یک دسته از محققان که نگران بروز عدم تعادل بروکراتیک هستند،استفاده از کمک های خارجی را هنگامی که برای ایجاد تعادل بهتر در سیستم سیاسی طراحی شده باشد مجاز می دانند.بحث مربوط به رابطه بین توسعه سیاسی، توسعه اداری و استراتژی های دستیابی به تعادل در توسعه برای مدت ها بدون اینکه به اطلاعات موجود درباره ملل دیگر بلکه یقیناً بر موضوع اثر می گذارد توجه چندانی بشود ادامه داشته است لی سیگلمن تلاش کرده است که این نقض را با انجام دوباره آزمون نظریه به اصلاح عدم تعادل بر طرف کند.
الف- فرضیات آزمون
بر طبق نظریه عدم تعادل وجود یک بروکراسی کاملاً پیشرفته در کشورهای جهان سوم احتمال دستیابی به توسعه سیاسی را کاهش می دهد.بروکراسی به دو دلیل امید رسیدن به توسعه سیاسی را به تعویق می اندازد.
رشد نسبتاً زیاد بروکراسی در کشورهای جدید التأسیس که موجب افزایش دخالت بروکراسی در وظایف دولتی و سیاسی می گردد.
دخالت بروکراسی در کلیه امور مانع رشد نهادهای سیاسی می شود.
ب – متغیرها و اندازه گیری آزمون
سیگلمن برای تعریف عملیاتی از دو مفهوم کلیدی تحت عنوان توسعه بروکراتیک و دخالت بوروکراتیک بر حسب اطلاعات موجود از دو منبع متفاوت استفاده کرد. بنکس و تکستور بوروکراسی کشورها را به چهار گروه تقسیم می کنند
بوروکراسی سنتی، بوروکراسی استعماری، بوروکراسی نیمه مدرن، بوروکراسی مدرن
سیگلمن در آزمون مجدد نظریه خود دو گروه استبدادی سنتی و نخبگان بوروکراتیک را از طرح طبقه بندی هدی انتخاب کرد و با این توجیه که در بازی قدرت سیاسی به شکل متقارن بروکراسی ها در وسط طبقه بندی قرار گرفته اند آنها را با یکدیگر ادغام نموده کشورهای دارای بوروکراسی با حاکمیت بالا می باشند و کشورهای عضو چهارگروه باقیمانده را که دارای سیستمهای رقابتی یا حزب حاکم بوده و قدرت بوروکراسی را تا حدودی محدود می کنند کشورهای دارای بوروکراسی با حاکمیت پائین می نامند.
در نتیجه سیگلمن می گوید : بوروکراسی های که خیلی توسعه یافته هستند بر حکومت های کمتر توسعه یافته تسلط پیدا نمی کنند.هیچ یک از بوروکراسی هایی که به سطح بالایی از توسعه دست یافته اند حاکمیت سیاسی پیدا نمی کنند. تقریباً بوروکراسی هایی که دارای سطح توسعه پائین و تا حدودی متوسط هستند بر سیستم های سیاسی خود مسلط می شوند. نتایج تحقیق نشان می دهد که فرضیه وجود رابطه مثبت بین توسعه بوروکراتیک و حاکمیت بوروکراسی نمی تواند در برابر آزمون تجربی مقاومت کند و رد می شود.ادعای سیگلمن درباره معنی دار بودن یافته های او منطقی به نظر می رسد و تاکنون هیچکس با ادعای وی بر اینکه با دو مطالعه انجام شده این فرضیه که بوروکراسی مدرن بر حکومت های کمتر توسعه یافته مسلط می شوند مخالفت نکرده اند است.
13- تفاوت های عمده بین (انواع سیستم های سیاسی ) رابنویسید؟ جدول مقایسه ای این تفاوت ها را نیز تهیه و ارائه کنید؟
 
 
14-خلاصه نظرات مربوط به (انواع سیستم های سیاسی) را شرح دهید؟
 
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۵ساعت 21:51  توسط سهراب علیزاده  |