|
خلاصه درس مدیریت استراتژیک : نوشته فرد آر. دیوید - ترجمه دکتر پارسائیان و دکتر اعرابی ( نویسنده : سه
نویسنده : سهراب علیزاده دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت مالی نام کتاب: مدیریت استراتژیک فصل اول: ماهیت مديريت استراتژيك مديريت استراتژيك چيست؟ زماني رؤساي دو شركت در يك صنعت با هم رقابت ميكردند. اين دو رئيس تصميم گرفتند كه به دامن طبيعت پناه ببرند، در آنجا چادر بزنند و دربارة ادغام احتمالي دو شركت به بحث بپردازند. اين دو نفر در نقطهاي دوردست در دل جنگلهاي انبوه چادر زدند. ناگهان متوجه شدند كه يك خرس قهوهاي رنگ در برابر آنها روي دو پاي عقب خود ايستاده و خرناس ميكشد. اولين رئيس به سرعت يك جفت كفش ورزشي از كيف دستي خود بيرون آورد. دومين رئيس گفت: «جناب، شما نميتوانيد از اين خرس تندتر بدويد». رئيس اول پاسخ داد: «شايد من نتوانم از اين خرس تندتر بدوم، ولي ترديدي ندارم كه ميتوانم تندتر از شما بدوم»! اين داستان تصويري از مفهوم مديريت استراتژيك ارائه ميكند. تعريف مديريت استراتژيك: ميتوان مديريت استراتژيك را بدينگونه تعريف كرد: هنر و علم تدوين، اجرا و ارزيابي تصميمات وظيفهاي چندگانه كه سازمان را قادر ميسازد به هدفهاي بلند مدت خود دست يابد. مراحل مديريت استراتژيك: فرايند مديريت استراتژيك در برگيرنده سه مرحله ميشود: ü تدوين استراتژيها ü اجراي استراتژيها ü ارزيابي استراتژيها مزاياي مديريت استراتژيك
واژه ها و اصطلاحات چشم انداز: چشم انداز عبارتست از آینده ای واقع گرایانه، تحقق پذیر و جذاب برای سازمان. چشم انداز عبارتست از ارائه گزاره هایی خردمندانه درباره ی آینده و تفسیر گزاره ها به گونه ای که به عمل آگاهانه و به فرایندهای یادگیری جمعی و نحوه ی پاسخگویی به چالش های آینده ، جهت دهد. بیانیه ماموریت: سند تمایز سازمان ازسایر موسسات که سازمان را از موسسات مشابه متمایزمی سازد و دامنه عملیات آن را بر حسب نتیجه و بازار تعیین می نماید. ماموریت، فلسفه سازمان، باورهای بنیادی، ارزشها و رجحان های فلسفی را بازتاب میدهد یا بطور ضمنی بیان می کند. اهداف: مقصدهایی که سازمان می خواهد با وجود وفعالیت خود بدانها دست یابد و نقاطی است که کوششها معطوف رسیدن به آن است. اهداف بلند مدت: نتایجی که سازمان در یک دوره پنج ساله تعقیب می کند. اهداف سالانه: هدفهای کوتاه مدت هستند که سازمان برای رسیدن به هدفهای بلند مدت باید به آنها دست یابد و با ویژگیهای: قابل سنجش، کمی، چالشگر، واقعی، سازگار با سایر هدفها، دارای ضرب الاجل، قابل دسترس، تمرکزرقابتی، نتایج کلیدی و معیار، بیان می شوند. استراتژی: ابزاری است که سازمان می تواند بدان وسیله به هدفهای بلند مدت خود دست یابد.( طرح واحد، همه جانبه و تلفیقی است که نقاط قوت اصلی سازمان را با عوامل و تغییرات محیط مربوط میسازد و به نحوی طراحی شده است که با اجرای صحیح آن از دستیابی به اهداف اصلی سازمان اطمینان حاصل می شود. تعريف برنامه ريزي استراتژيك: برنامهريزي استراتژيك يا راهبردي كوششي سازمان يافته و منظم براي تصميمات مبنايي و اجراي اقدامات زيربنايي است كه ماهيت فعاليت يك سازمان را در موقعيت محيطي و در ارتباط با ديگر سازمانها در چارچوب قانون نشان ميدهد . برنامهريزي استراتژيك عبارت از مجموعه تصميمات و فعاليتهايي است كه از تنظيم و اجراي استراتژيهاي طراحي شده براي كسب اهداف يك سازمان ناشي شده باشد. مدیریت استراتژیک علم و هنر تدوین , اجرا و ارزیابی تصمیمات کلان (جامع) که سازمان را قادر می سازد به مطلوبیت های بلند مدت خود دست یابد. مدیریت استراتژیک عبارت است ازدوراندیشی تحول گرا ی اقتضایی با تاکید بر شناخت محیط وتاثیر گذاری بر آن برای تحقق رسالت سازمانی. مدیریت استراتژیک، روندی پیوسته و تعاملی است که هدف آن حفظ تناسب و هماهنگی کلیت سازمان با محیط اطراف آن می باشد. نکته: نهادی کردن استراتژی، یعنی استراتژی بر زندگی روزمره سازمان اثر گذار باشد. استراتژی اصلی: برنامه فراگیر و عمومی فعالیتهای عمده ای است که سازمان قصد دارد توسط آنها در یک محیط پویا به هدفهای بلندمدت خود دست یابد. سیاست: ابزاری است که بدان وسیله میتوان به اهداف سالانه دست یافت. همچنین رهنمودها و رویه هایی است که سازمان برای دستیابی به هدفهای اعلام شده رعایت می کند.(هنگام تصمیمگیری از سیاستها به عنوان رهنمود استفاده می شود و همچنین سیاستها، تعیین کننده شرایط روز مره و تکراری سازمان می باشد). خط مشی ها: رهنمود هایی هستند که برای راهنمایی تفکر تصمیم و اقدامات مدیران و فرستادن آنها در اجرای استراتژی سازمان تدوین می شوند . برنامه ریزی: یک پل لازم و ضروری است که بین حال و آینده زده می شود و احتمال دستیابی به هدفهای مورد نظر را بالا می برد. انعطاف دربرنامه ریزی: بدین معنی که سازمان یک برنامه پنج ساله برای عملیات آینده خود تدوین وبطور سالانه آن را بهنگام مینماید. نیمرخ سازمان: وضعیت کمی وکیفی، مالی، انسانی فیزیکی ، اطلاعاتی ، فن آوری و سایر منابع در دسترس سازمان را تصویر می کند. فرصت: یک موقعیت مطلوب عمده در محیط سازمان تهدید: یک موقعیت نا مطلوب عمده در محیط سازمان قوت: منبع، مهارت یا مزیت دیگریاست، نسبت به رقبا و نیازهایبازار که سازمان در آنها کارمی کند یا خواهد کرد. (شایستگی ممتاز ) ضعف: یک محدودیت یا کمبود در منابع، مهارتها و توانایی ها است که جداً مانع عملکرد اثربخش می شود.
فصل دوم: استراتژيها در عمل هر شركت يا سازماني در هر وضعي كه باشد، در يكي از خانه هاي متعلق به ماتريس استراتژي هاي اصلي قرار ميگيرد. با توجه به موقعيت شركتها ميتوان جايگاه آن را تعيين كرد. ماتريس استراتژيهاي اصلي بر پايه دو بعد قرار دارد. موضع رقابتي و رشد بازار. SO تهاجمي توسعه: توسعه بازار، رسوخ در بازار، توسعه محصول، يكپارچگي عمودي به بالا، يكپارچگي عمودي به پايين، يكپارچگي افقي و تنوع همگون. WO محدوديتها محافظه كارانه: توسعه بازار، رسوخ در بازار، توسعه محصول، يكپارچگي افقي، واگذاري و انحلال. ST رقابتي: تنوع همگون، تنوع افقي، تنوع ناهمگون و مشاركت. WT مسائل و مشكلات دفاعي: كاهش، تنوع همگون، تنوع افقي، تنوع ناهمگون، واگذاري و انحلال. استراتژيهاي گوناگون: تعريف و نمونه يكپارچگي عمومي به پايين: به دست آوردن مالكيت يا افزايش كنترل بر سيستم توزيع يا خرده فروشي. مثال: شركت تلفن و تلگراف آمريكا در 1997 ، 45 فروشگاه افتتاح كرد و نا آنها را «خدمات تلفن و تلگراف آمريكا» ناميد. يكپارچگي عمومي به بالا: به دست آوردن مالكيت يا افزايش كنترل بر عرضهكنندگان مواد اوليه. مثال: شركت «متل 8» يك توليد كننده مبلمان را خريداري كرد. يكپارچگي افقي: به دست آوردن مالكيت يا افزايش كنترل بر شركتهاي رقيب. مثال: بانك «فرست يونيون» بانك «فرست فيدلتي» را خريداري نمود. رسوخ در بازار: بالابردن سهم بازار براي محصولات يا خدمات كنوني از مجراي افزايش تلاشهايي كه در زمينه بازاريابي انجام ميشود. مثال: شركت بيمه جانسون بر تعداد نمايندگيهاي خود در مكزيك افزود و آنها را به دوبرابر رسانيد. توسعه بازار: عرضه خدمات و محصولات كنوني به مناطق جغرافيايي جديد. مثال: شركت «انهيوز- بوش» بزرگترين شركت نوشابهسازي مكزيك به نام «گروپومودلواس آ» را خريداري كرد. توسعه محصول: بالابردن فروش از طريق بهبود بخشيدن به محصولات و خدمات كنوني يا عرضه نوع جديد آن محصولات و خدمات. مثال: شركت خودروسازي فورد در خارج از بنگاههاي معاملاتي و فروشگاهها ، براي ارائه خدمات پس از فروش واحدهاي تازهاي داير كرد.
تنوع همگون: افزودن محصولات و خدمات جديد ولي مرتبط. مثال: شركت والت ديسني براي خانوادهها و نوجوانان محوطههاي سرپوشيده جديدي با فنآوريهاي بسيار پيشرفته ساخت و افراد ميتوانستند در اين مكانها به مسابقههاي الكترونيكي و بازيهاي مربوط به موتور يا خودرو سواري (شبيهسازي شده) بپردازند. نخستين مجموعه از اين گونه در 1998 در اورنالدو، فلوريدا گشايش يافت كه مساحت آن به 100هزار فوت مربع ميرسيد. تنوع ناهمگون: افزودن محصولات و خدمات جديد و غيرمرتبط. مثال: شركت «ميسيز» كه در زمينه امور بانكي و بيمه در بريتانيا فعاليت ميكند يك شركت نرمافزار مواقبتهاي بهداشتي را به نام «سيستم رايانه مديك» خريداري كرد. تنوع افقي: افزودن محصولات و خدمات جديد و غيرمرتبط براي مشتريان كنوني. مثال: بانك «فرست يونيون» شركت «ويت فرست وچر سينگر» را خريداري كرد. مشاركت: يك يا دو شركت تشكيل يك سازمان جداگانه ميدهند تا به هدفهاي مشترك خاصي دست يابند. مثال: شركتهاي «لوسنت تكنولوژيز» و شركت «ان وي فيليپس الكترونيكز» شركت جديدي بهنام «ارتباطات مصرف كننده فيليپس» تشكيل دادند تا بدان وسيله تلفن را توليد و عرضه كنند. كاهش: گروهبندي جديد در هزينه و دارايي براي معكوس كردن سير نزولي فروش و سود مثال: بانك «ولزفارگو» بين سالهاي 1996 و 1997 از ميزان مشاغل موجود 12600 شغل كاهش داد. واگذاري: فروش يك واحد مستقل يا بخشي از يك سازمان مثال: شركت «ريتون» واحد توليد كننده لوازم خانگي به نام «امانا» را به مبلغ 750 ميليون دلار به شركت «گودمن هولدينگ» فروخت. انحلال: با توجه به ارزش يكايك داراييها ، فروش تمام داراييهاي شركت. مثال: شركت «ريبال» تمام داراييهاي خود را به فروش رسانيد و فعاليتهاي خود را پايان داد. ادغامها و خريدهاي استقراضي: از جمله استراتژيهاي بسيار متداول اين است كه دو شركت در هم ادغام ميشوند يا يك شركت ، شركت ديگري را ميخرد. مقصود از خريد يك شركت اين است كه يك سازمان بزرگ يك سازمان كوچكتر را خريدار مينمايد يا عكس اين داستان اتفاق ميافتد. مقصود از ادغام شركتها اين است كه دو سازمان با اندازههاي همانند يكي ميشوند و به صورت يك شركت درميآيند.
براي ادغام و خريد شركتها دليلهاي زيادي برشمردهاند كه از آن جمله عبارتند از: v استفاده بهينه از ظرفيت موجود v استفاده بهينه از نيروي كار موجود v كم كردن نيروهاي ستادي مديريت v استفاده از پديدهاي به نام «صرفهجويي به مقياس» v يكنواخت كردن روند فروشهاي فصلي v دسترسي بهتر به عرضهكنندگان ، شركتهاي پخش ، مشتريان ، محصولات و بستانكاران جديد v بهكارگيري فنآوري جديد v كاهش دادن بدهيهاي مالياتي خريدهاي استقراضي: مقصود از خريدهاي استقراضي اين است كه شركتي سهام عمده شركت ديگر را ميخرد و براي بازپرداخت وامهاي گرفتهشده داراييهاي خريداريشده را به گرو يا رهن ميگذارد. استراتژيهاي عمومي (ژنريك) مايكل پورتر
نتيجه ادعاي هر روش مديريت اين است كه عملكرد سازمان را بهبود بخشد. بويژه در مورد مديريت استراتژيك اين وضع بسيار صادق است. مديران و كاركنان با استفاده از اصول و مفاهيم مديريت استراتژيك ميتوانند فعاليتها و اولويتهاي سازمان را بهتر درك كنند. مديريت استراتژيك اين مكان را به وجود ميآورد كه سازمان از كارآيي بيشتري برخوردار شود و مسئله مهمتر اين است كه ، روش مزبور براي شركت اين امكان را به وجود ميآورد كه كارها را به شيوهاي اثربخش انجام دهد. با وجود اين، مديريت استراتژيك نميتواند موفقيت سازمان را تضمين نمايد. فرايند مزبور به سازمان اين امكان را ميدهد كه در تصميمگيريها ابتكار عمل به خرج دهد و نوآور باشد (و نه اينكه در برابر كنشها واكنش نشان دهد و به صورت انفعالي عمل نمايد).
فصل سوم: مأموریت سازمان کار یا فعالیت ما چیست؟
گزاره اعتقادات (Creed statement) تعیین دقیق بیانیه ماموریت، نخستین گام در مدیریت استراتژیک است. الگوی جامع مدیریت استراتژیک
ویژگی های ماموریت سازمان از دیدگاه ورن مک جینیس
دلایل تدوین کتبی ماموریت شرکت ها از نگاه کینگ و کللند نتایج یک بررسی بر روی ماموریت 500 شرکت منتخب فورچون و مقایسه عملکرد آنها نشان داد شرکت هایی که عملکرد عالی داشتند، ماموریت سازمانی آنها به صورت جامع تدوین شده بود. مقایسه چشم انداز و ماموریت سازمان چشم انداز: آینده مطلوب و امکان پذیر چشم اندازهای مشترک = اشتراک منافع بین مدیران و کارکنان کمپبل و یانگ: برای تهیه ماموریت باید یک گروه عاطفی و حساس از بین مدیران و کارکنان نسبت به ماموریت ایجاد کرد. دانش فنی به تنهایی کافی نیست.
ماهیت ماموریت سازمان * بیان نگرش(پرهیز از کلی گویی، ارزش ها)
اجزای تشکیل دهنده ماموریت سازمان
تهیه و ارزیابی ماموریت سازمان: برای هیچ شرکتی چیزی به نام بهترین ماموریت وجود نخواهد داشت. بنابراین برای ارزیابی ماموریت سازمان ها باید از مزیت قضاوت خوب برخوردار بود. ماموریت سازمان محملی اثربخش است که سازمان می تواند به توسط آن دیدگاه های خود را به گروه های ذینفع داخلی و خارجی، ارائه نماید. ماموریت سازمان یک ابزار استراتژیک است که ارزش اصلی آن نیز از هدف نهایی و خاص شرکت نشأت می گیرد. نتیجه گیری » هر سازمانی برای موجودیت خود، دلیلی منحصر به فرد دارد و هدفی خاص را دنبال می کند.
مدیریت استراتژیک - فصل 4 هدف از بررسی عوامل خارجی بهره برداری از فرصت ها و احتراز از تهدید هاست که از طریق تدوین استراتژی ها ی لازم انجام می گیرد. شیوه بررسی عوامل خارجی در الگوی جامع مدیریت استراتژیک آمده است.
رابطه بین نیروهای خارجی و سازمان 1- نیروهای اقتصادی 2- نیروهای اجتماعی،فرهنگ،بوم شناسی و محیطی 3- نیروهای سیاسی،قانونی و دولتی 4- نیروهای فن آوری 5- نیروهای رقابتی
شرکت های رقیب، عرضه کنندکان مواد اولیه، توزیع کنندگان، بستانکاران، مشتریان، کارکنان، جوامع، مدیران، سهامداران، اتحادیه های کارگری، دولت، شوراهای تجاری،گروه های ذینفع خاص، محصولات، خدمات، بازارها و محیط طبیعی.
فرصت ها تهدیدات یک سازمان
فن آوری اطلاعات (Information Technology): ابزاریست بسیار قدرتمند در فرایند بررسی عوامل خارجی از طریق: } اطلاعات رقابتی } ارزیابی فرصت ها و تهدیدها } گردآوری داده ها } و... اهمیت IT در موفقیت سازمان ها باعث ایجاد دو پست جدید شد: 1- مدیر ارشد اطلاعات 2- مدیر ارشد فن آوری نیروهای اقتصادی: چگونگی استفاده جامعه از تولید, توزیع کالاها وخدمات مختلف و درک بخش های اقتصادی موثر سازمان.عوامل اقتصادی بر جذابیت بالقوه استراتژی های گوناگون اثرات مستقیم می گذارند. متغیرهای اصلی: نرخ بهره، تورم، نرخ بازار پول، روند بازار بورس، سیاست های مالی، نوسان قیمت و شرایط اقتصادی کشورهای خارجی. نیروهای اجتماعی، فرهنگی، بوم شناسی و محیطی در برگیرنده باورها, اعتقادات, ارزشها, سبک زندگی کسانی که در محیط خارج سازمان و از محیط فرهنگی, جمعیت شناختی, مذهبی و قومی سرچشمه گرفته است. تهدیدها و فرصت های ناشی از تغییر در عوامل اجتماعی، فرهنگی و محیطی توانسته است سازمان های کوچک، بزرگ، انتفاعی و غیرانتفاعی را به چالش بطلبد. نیروهای سیاسی، دولتی و قانونی: از عوامل بسیار مهم تاثیر گذاربر کسب و کار می باشد و مربوط به محیطی است که سازمان در آن فعالیت می کند.در زمان کنونی استراتژیست ها باید مجهز به مهارت هایی باشند که بتوانند از نظر سیاسی و قانونی، بهتر پیش بینی کنند. متغیرهای اصلی: مقررات دولتی، قوانین حفظ محیط زیست، میزان یارانه های دولت، رابطه آمریکا با اروپا، مقررات صادرات و واردات و میزان هزینه های دفاعی. نیروهای فناوری: یکی از استراتژی های اثر بخش فن آوری این است که فرصت و تهدیدات ناشی از فناوری های نوین مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد و اثرات فناوری بر سازمان مورد ارزیابی قرار گیرد.پیشرفت های فناوری می توانند بر محصولات، خدمات، بازارها، مواد اولیه، فرآیندهای تولید اثرات شدیدی بگذارند.نیروهای فناوری بر همۀ بخش های سیستم اقتصادی به صورت یکسان اثر نمی گذارد. نیروهای رقابتی: بخش عمده ای از بررسی عوامل رقابتی همانا شناسایی شرکت های رقیب و تعیین نقاط قوت، ضعف، توانایی ها، فرصت ها، تهدیدات، هدف های بلندمدت و استراتژی هاست.گردآوری و ارزیابی اطلاعات مربوط به شرکت های رقیب در امر تدوین استراتژی ها نقشی حیاتی دارد.
7 ویژگی شرکت های رقیب
کسب اطلاعات محرمانه از شرکت های رقیب دیدگاه های نادرست 1- کسب این اطلاعات نیاز به مقدار زیاد منابع و نیرو دارد. 2- نقض قوانین ضد انحصاریست. 3- کاری غیر اخلاقی است. ماموریت اصلی برنامه های کسب اطلاعات محرمانه از شرکت رقیب 1- درک کلی از یک صنعت و شرکت های رقیب 2- شناسایی زمینه هایی که آسیب پذیر هستند و ارزیابی اقدامات استراتژیک بر شرکت های رقیب 3- شناسایی حرکات بالقوه که امکان دارد یک شرکت رقیب به عمل آورد و موجب به خطر افتادن موضع یا پایگاه یک شرکت در بازاری خاص شود.
ابزارها و روش های پیش بینی پيش بيني شامل يك مجموعه از فرايندهاست كه در كشف آينده هاي ممكن به ما كمك كند. آینده هاي ممكن يعني آينده هايي كه شايد اتفاق بيفتند. به هر حال پيش بيني متضمن حدس و گمان هايي درباره ي آينده است. نكته: در پيش بيني هرگز راجع به يك آينده حرف نمي زنند؛ بلكه راجع به آينده ها حرف مي زنند. پیش بینی یعنی در نظر گرفتن مفروضات سنجیده دربارۀ روندها و رویدادهای آینده. 1- روش های کمی: الگوهای اقتصاد سنجی، رگرسیون و بستن تناسب. 2- روش های کیفی نکته: هیچ پیش بینی کامل نیست و برخی از پیش بینی ها به میزان بسیار زیادی نادرست هستند.
6 روش برای پیش بینی آینده
مفروضات: بهترین برآورد از اثرات ناشی از عوامل اصلی خارجی، همان عواملی که مدیر هیچ نوع کنترلی بر آن ها ندارد ولی می توانند بر عملکرد سازمان یا توانایی آن در تأمین نتایج مورد نظر اثرات بالقوه زیادی داشته باشند. تجزیه و تحلیل رقابت: الگوی مبتنی بر پنج نیروی پورتر تجزيه و تحليل صنعت به روش پورتر، فرآيندي است كه بر مبناي ساختار بازار و شرايط رقابت توسعه يافته است. بسياري از سازمانها براي تدوين استراتژيها از اين الگو استفاده ميكنند. طبق اين مدل، عمدتاً بايد به پنج نيرو در صحنه رقابت توجه شود و اين قدرت جمعي نيروها است كه ظرفيت سودآوري نهايي يك تجارت را معين ميكند. در اين راستا هدف استراتژيست، جستجوي موضعي در صنعت است كه در آن مؤسسه بتواند در برابر اين نيروها از خود دفاع كرده و يا به نفع خود، بر آنها تأثير گذارد.
الگوی مبتنی بر پنج نیروی پورتر
هم چشمی بین شرکت های رقیب غالباً قويترين نيروي رقابتي است و معمولاً در بين پنج نيروي رقابتي، رقابت بين شركتهاي رقيب داراي بالاترين قدرت است و شدت ضعف آن بستگي به عواملي به شرح ذيل دارد:
q در صحنه رقابت بين شركتهاي رقيب برخي راهكارهاي مورد استفاده براي رقابت عبارتند از:
تهديد بالقوه برای ورود رقبای جدید رقباي جديد با ورود خود به صحنه رقابت، ظرفيتهاي جديدي ايجاد نموده و علاقه به كسب سهم بازار دارند. بطور كلي اين نيرو شامل عواملي است كه امكان وارد شدن رقباي جديد به عرصه رقابت در صنعت را تسهيل نموده و يا بالعكس آنرا مشكل ميسازد. شدت تهديد ناشي از ورود رقباي جديد به عوامل زير بستگي دارد: 1- موانع ورود:
2- بازده مورد انتظار 3- واكنش رقباي موجود توان بالقوه برای توسعه محصولات جايگزين منظور از جايگزين ها, كالاهايي هستند كه ميتوانند به جاي كالاهاي موجود در بازار مطرح شوند. با توجه به پيشرفت و توسعه فنآوري, هميشه اين احتمال وجود دارد كه محصولات جديد با كارايي بهتر يا مطلوبيت بالاتر يا قيمت ارزانتر جايگزين محصولات موجود شوند. لذا يك محور از تحليلها بايد روي احتمال پيدا شدن جايگزين ها و ميزان تهديد آن ها باشد. برخي از عوامل مؤثر در شدت و ضعف فشار رقابتي از جانب كالاي جانشين عبارتند از :قيمت كالاي جانشين، كيفيت كالاي جانشين و سهولت انتقال تمايل و رغبت مشتري به كالاي جانشين توان عرضه کنندگان مواد اولیه در چانه زدن يك گروه خريدار هنگامي از قدرت برخوردار خواهد شد و هنگامي خواهد توانست تا سودهاي بالقوه شركتهاي فعال در صنعت را با چانهزني كاهش دهد كه محيط صنعت داراي ويژگي هاي خاصي باشد. در واقع مشتريان در وضعيتهاي زير داراي قدرت ميشوند:
قدرت چانه زني عرضه کنندگان مواد اولیه تأمين كنندگان به افراد يا نهادهايي اطلاق ميشود كه مواد، قطعات، ماشينآلات، تكنولوژي، نيروي انساني و غيره را براي صنعت مورد نظر تأمين ميكنند. توسعه عمودي تأمين كنندگان، يعني وارد شدن به صنعت مورد نظر و يا تحت فشار قرار دادن صنعت (چنانچه تأمين كنندگان منحصر به فرد باشند، بيشتر است)، همواره از تهديدهايي است كه ممكن است از سوي تأمين كنندگان عملي شود. يك گروه از تأمين كنندگان، زماني از قدرت برخوردار خواهند بود كه:
توان مصرف کنندگان در چانه زدن:هنگامی که مشتریان بسیار متمرکز یا بصورت انبوه باشند و یا با حجم زیاد خریداری نمایند توان آن ها در چانه زدن زیاد می شود. ماتریس ارزیابی عوامل خارجی(EFE): استراتژیست ها با استفاده از این ماتریس می توانند عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بوم شناسی، محیطی، سیاسی، دولتی، حقوقی، فن آوری و اطلاعات رقابتی را در مورد ارزیابی قرار دهند.عوامل اولویت دار در یک ستون ماتریس قرارگرفته و با استفاده از ضرایب و رتبه های خاصی امتیازبندی می شوند تا مشخص شود که آیا سازمان در آینده ای که می خواهد برای آن برنامه ریزی کند فرصت های بیشتری خواهد داشت یا با تهدیدهای بیشتر مواجه خواهد شد. 5 مرحله برای تهیه ماتریس ارزیابی عوامل خارجی - شناسایی و فهرست بندی عواملی که منجر به فرصت ها و تهدیدها برای سازمان می شوند. - به عوامل وزن یا ضریب بدهید. - به هریک از عواملی که موجب موفقیت می شود رتبه 1 تا 4 بدهید. - ضریب عامل را در رتبه مربوطه ضرب نمایید تا نمره نهایی به دست آید. - مجموع این نمره های متعلق به هر یک از متغیرها را به دست آورید تا بتوان مجموع نمره های سازمان را تعیین کنید. ماتریس بررسی رقابت (CPM) با استفاده از این ماتریس می توان رقبای اصلی و نقاط قوت و ضعف آن ها را نسبت به موضع استراتژیک یک شرکت شناسایی کرد. عوامل موجود در ماتریس بررسی رقابت در بر گیرنده مسائل داخلی و خارجی می شوند؛ رتبه ها نمایانگر نقاط ضعف و قوت هستند. عوامل تعیین کننده موفقیت سازمان نسبت به ماتریس عوامل خارجی گسترده تر است؛ داده های خاص یا مشخص را بر نمیگرد و حتی امکان دارد با مسائل داخلی سازمان ترکیب شوند؛ برعکس ماتریس شناسایی عوامل خارجی، عوامل را که موجب موفقیت شرکت می شوند را به دو گروه عوامل تهدید کننده و فرصت ها طبقه بندی نمی کنند و در نهایت می توان رتبه ها و نمره های نهایی شرکت های رقیب را با شرکت نمونه مقایسه کرد. فصل پنجم: بررسی عوامل داخلی پنج وظيفه اصلي مديريت: برنامهريزي: برنامهريزي در بر گيرنده همه فعاليتهايي ميشود كه مدير براي تدارك ديدن امور آينده انجام ميدهد. كارهاي خاصي كه در اين زمينه انجام ميشود عبارتند از: پيشبيني، تعيين هدفهاي بلند مدت، تدوين استراتژيها، تعين سياستها و در نظر گرفتن هدفهاي كوتاه مدت. مهمترين مرحله از فرايند مديريت استراتژيك: تدويناستراتژي سازماندهي: سازماندهي در بر گيرنده همه فعاليتهايي ميشود كه مديريت انجام ميدهد و منجر به يك ساختار از كارهاي تخصصي و روابط قدرت (اختيارات) ميشود. كارهاي مزبور شامل طرح ريزي سازمان، تعيين شرايط احراز شغل، شرح وظايف، تعيين ويژگيهاي شغل، حيطه نظارت، وحدت فرماندهي، ايجاد هماهنگي، طرح ريزي شغل و تجزيه و تحليل شغل ميشود. مهمترين مرحله از فرايند مديريت استراتژيك: اجراي استراتژي ايجاد انگيزه: مقصود از ايجاد انگيزه كارهايي است كه براي شكل دادن به رفتار انساني انجام ميشود. اقدامات خاصي كه در اين زمينه انجام ميگيرد ، عبارتند از: رهبري، ايجاد ارتباط، تشكيل گروههاي كاري، تعديل در رفتار، تفويض اختيار، غنيسازي شغل، رضايت شغلي، تأمين نياز و تغيير ساختار. مهمترين مرحله از فرايند مديريت استراتژيك: اجراي استراتژي تأمين نيرويانساني: فعاليتهايي كه در زمينه تأمين نيروي انساني صورت ميگيرد حول محور مديريت منابع انساني ميچرخد. از جمله كارهايي كه در اين زمينه انجام ميشود: تعيين دستمزد و حقوق، مزاياي كاركنان، مصاحبه، گزينش، استخدام، اخراج، دادن آموزش به كاركنان، توسعه مديريت، ايمني كاركنان، اجراي قانون «اقدام مثبت»، دادن فرصت برابر به همه داوطلبان كار، روابط اتحاديههاي كارگري، توسعه مسير شغلي، تحقيقات در زمينه مديريت منابع انساني، اجراي سياستهاي انضباطي، رسيدگي به شكايتها و روابط عمومي است. مهمترين مرحله از فرايند مديريت استراتژيك: اجراي استراتژي اعمالكنترل: مقصود از اعمال كنترل انجام دادن فعاليتهايي است كه مدير جهت حصول اطمينان از اينكه نتايج واقعي با نتايج برنامهريزي شده سازگار است، انجام ميدهد. كارهايي كه در اين زمينه انجام ميشود عبارتند از: كنترل كيفيت، كنترل امورمالي، كنترل فروش، كنترل موجوديها، كنترل هزينهها، تجزيه و تحليل انحرافات، دادن پاداش و تشويق و ترغيب افراد. مهمترين مرحله از فرايند مديريت استراتژيك: ارزيابياستراتژي سه سطح استراتژي استراتژي سطح كلان: سطح كل سازمان(مديريت عالي) استراتژي مياني: سطح كسب و كار يا بخشها(مديريت هماهنگي) استراتژي سطح وظايف: سطح وظيفهاي يا عملياتي و فني(مديريت عملياتي)
فصل ششم: بررسي وانتخاب استراتژی براي كسب اهداف يك سازمان بايد: 1- تعيين مأموريت يا رسالت شركت شامل بيانيههاي سازمان درباره مقاصد ، فلسفه و اهداف سازمان. 2- ارائه نمايي از مجموعه شركت يا سازمان كه همه موقعيتهاي محيط داخلي و توانايي دروني آن را بيان نمايد. 3- ارزيابي محيط خارجي سازمان با استفاده از واژههاي رقابتي و كلماتي كه بيانگر عوامل عمومي محيط باشد. 4- تجزيه و تحليل راهحلهاي ممكن كه از مقايسه امكانات مادي سازمان با محيط خارجي صورت ميگيرد. 5- تعيين راهحل مطلوب هنگامي كه امكانات در مورد مأمورتيهاي سازمان سنجيده ميشود. 6- انتخاب استراتژي از مجموعه ويژه اهداف بلند مدت و استراتژيهاي اصلي كه بهمنظور كسب اهداف سازمان مورد نياز است. 7- اهداف ساليانه يا استراتژيها يا راهبردهاي كوتاه مدت سازگار با اهداف بلند مدت و استراتژيهاي اصلي سازمان بايد تنظيم گردد. 8- اجراي تصميمات اخذ شده استراتژيك بايد بر اساس منابع بودجهبندي شده و با تأكيد بر كار و فعاليتها، افراد، ساختار ، فنآوري و نظام پاداش باشد. 9- بررسي و ارزيابي موفقيت آميز فرآيند استراتژيك به عنوان مبنايي براي كنترل و به صورت يك داده براي تصميمگيري آينده مطرح ميباشد. ويژگيهاي اهداف چارچوبي جامع براي تدوين استراتژي مرحله اول: مرحله ورودي ماتريس ارزيابي عوامل خارجي(EFE)، ماتريس بررسي رقابت(CPM)،ماتريس ارزيابي عوامل داخلي(IFE) مرحله دوم: مرحله مقايسه ماتريس تهديدات، فرصتها، نقاط ضعف و نقاط قوت (TOWS)، ماتريس ارزيابي موقعيت و اقدام استراتژيك (SPACE)، ماتريس گروه مشاوران بستن (BCG)، ماتريس داخلي و خارجي (IE)، ماتريس استراتژي اصلي (GSM) مرحله سوم: مرحله تصميمگيري ماتريس برنامهريزي استراتژيك كمي (QSPM)
براي ساختن يك ماتريس تهديدات، فرصتها، نقاط ضعف و نقاط قوت بايد 8 مرحله را طي كرد:
ماتریس SWOT
براي تهيه «ماتريس ارزيابي موقعيت و اقدام استراتژيك» بايد به طريق زير عمل كرد:
عواملي را كه ميتوان به هنگام تهيه ماتريس موقعيت و اقدام استراتژيك به كار برد و آنها را بر روي محورهاي ماتريس قرار داد: الف- موقعيت استراتژيك داخلي:توان مالي (FS)،بازده سرمايه،اهرم مالي،قدرت نقدينگي، سرمايه در گردش، جريانهاي نقدي،سهولت خروج از بازار،خطرهاي ناشي از تجارت،مزيت رقابتي (CA)، سهم بازار، كيفيت محصول،چرخه حيات محصول، وفاداري مشتريان،توان بهرهبرداري از رقابت،دانش فني واعمال كنترل بر عرضهكنندگان مواد اوليه و توزيع كنندگان كالاهاي ساخته شده. ب- موقعيت استراتژيك خارجي:ثبات محيط (ES)،تغييرات فنآوري،نرخ تورم،تغيير در تقاضا،قيمت محصولات شركتهاي رقيب،موانعي كه بر سر راه ورود به بازار وجود دارد،فشارهاي ناشي از رقابت،كشش تقاضا از نظر قيمت،توان صنعت (IS)،توان بالقوه رشد،توان سودآوري،ثبات مالي،مهارت لازم در فنآوري، استفاده بهينه از منابع،تراكم سرمايه،سهولت ورود به بازار،بهرهوري و استفاده بهينه از ظرفيت. فصل هفتم: اجرای استراتژی - مسائل مدیریت ماهیت اجرای استراتژی: همیشه انجام دادن کار(اجرای استراتژیک) از گفتن آنچه باید انجام شود (تدوین استراتژی) مشکل تر است. اگر شرایط زیر به وجود آید اجرای استراتژیک بسیار آسان می شود :مدیران و کارکنان سازمان را درک کنند، خود را جزئی از سازمان بپندارند واز مجرای مشارکت در عملیات مربوط به تدوین استراتژی خود را نسبت به موفقیت سازمان متعهد نمایند.
تفاوت اجرا و تدوین استراتژی
هدف های سالانه: ضرورت تعیین اهداف سالانه برای اجرای استراتژی
هدف های سالانه 1- رهنمودهایی برای عملیات هستند. 2- از طریق توجیه فعالیت های سازمان برای ذی نفعان سازمان، به سازمان مشروعیت می بخشند. 3- باعث می شوند عملکردهای سازمان براساس معیارهای خاصی انجام شود. 4- منبعی برای ایجاد انگیزه و هویت برای کارکنان و مدیران سازمان هستند. 5- مبنایی برای طراحی سازمان هستند. 6- تعیین هدفهای سالانه باید به صورت غیرمتمرکز و با مشارکت همه مدیران سازمان باشد. به دلیل اینکه: تعهد برای اجرا و پذیرش را به همراه داشته باشد.
ویژگی های هدف های سالانه: قابل اندازه گیری، سازگار،معقول،چالشگر و روشن،از نظر بعد زمانی مناسب،متناسب با پاداش ها، مزایا و تنبیه ها و توبیخ ها. ü تأکید بیش از حد در دستیابی به هدف های سالانه احتمالا به رفتارهای نامطلوب می انجامد. مانند دستکاری کردن در اعداد و ارقام، مخدوش نمودن پرونده ها و سرانجام هدف های سالانه را به عنوان هدف نهایی تلقی کردن. سیاست ها ü مقصود از سیاست، رهنمودها، روش ها، رویه ها، مقررات و شیوه ایی از مدیریت خاص است که برای حمایت و تقویت کارها در نظر گرفته می شوند تا سازمان بتواند به هدف های تعیین شده دست یابد. ü سیاست ها ابزارهایی هستند که بدان وسیله استراتژی ها به اجرا درمی آیند ü با سیاست ها مرزها و محدوده های انواع کارهای اداری تعیین می شوند. یعنی آنچه را که می توان و نمی توان انجام داد مشخص می شود. ü برای کارکنان سازمان مشخص می شود که چه انتظاری از آنها می رود. تخصیص منابع ü در مدیریت استراتژیک تاکید بر این است که منابع براساس اولویت هایی که به وسیله هدف های سالیانه تعیین شده اند، تخصیص داده شوند. منابع مالی انواع منابع منابع فیزیکی منابع انسانی منابع فنی اعمال مقررات بسیار شدید بر فرایند تخصیص منابع تأکید بسیار زیاد بر معیارهای مالی کوتاه مدت موانع تخصیص منابع سیاست بازی های سازمانی هدف های استراتژیک مبهم بی میلی به پذیرش خطر و نداشتن دانش کافی مدیریت تعارض ü تعریف تعارض: اختلاف نظر بین دو یا چند گروه در مورد یک یا چند مسأله. ü وجود تعارض باعث می شود که گروه های مخالف با انرژی بسیار زیاد وارد عمل بشوند و به مدیریت کمک کنند متوجه وجود مسائل بشود. اجتناب یا دوری جستن روش های حل تعارض خنثی کردن برخورد نمودن
تطبیق ساختار با استراتژی ü وسیله اجرای استراتژی ساختار سازمانی است. ü دو دلیل عمده ایجاب می کند که تغییر در استراتژی به تغییر در ساختار نیاز داشته باشد: 1. ساختار عاملی است که شیوع تعیین هدف های بلند مدت و سیاست ها را تعیین می کند. به طور مثال با توجه به ساختار جغرافیایی سازمان هدف ها و سیاست های سازمان تعیین می شوند. 2. ساختار تعیین کننده شیوه تخصیص منابع است. مثلاً اگر ساختار وظیفه ای باشد منابع نیز براساس وظایف تخصیص می یابند.
علائم بیمار بودن ساختار سازمان ü سطوح متعدد مدیریت ü تشکیل جلسه های بیش از حد و مشارکت تعداد زیادی از افراد در این جلسه ها ü توجه بسیار زیاد برای حل تضادها و اختلاف ها بین واحدها ü حیطه نظارت وسیع ü رویارویی با بسیاری از اهداف تامین نشده
ساختار وظیفه ای ü همزمان با رشد سازمان وظایف متعددی تعریف می شوند. ü ساختار وظیفه ای افراد را بر مبنای تخصص یا تجربه عمومی شان و یا برحسب استفاده از منابع مشابه گروه بندی می کند. ü مزایای ساختار وظیفه ای
ü معایب ساختار وظیفه ای
ساختار بخشی در ساختار بخشی، فعالیت های تخصصی یا وظیفه ای (به صورت همزمان) به صورت متمرکز و نیز در هریک از بخش ها و جداگانه انجام می شود.
ساختار بخشی بر اساس حوزه جغرافیایی ü برای سازمان هایی که در تدوین و اجرای استراتژی ناگزیرند نیازهای خاص مشتریانی با ویژگی های متفاوت در مناطق جغرافیایی مختلف را تأمین کنند ساختار بخشی بر اساس حوزه جغرافیایی مناسب است. ü این ساختار برای سازمان هایی مناسب است که دارای تشکیلاتی مشابه در مناطق مختلف و پراکنده جغرافیایی می باشند. ساختار بخشی بر اساس محصول برای اجرای استراتژی ای مناسب است که محصولات یا خدمات خاصی مورد توجه باشند.همچنین هنگامی که سازمان تنها چند قلم محصول یا خدمت ارائه می کند یا زمانی که محصولات یا خدمات شرکت تفاوت زیادی دارند ، از این ساختار استفاده می شود. ساختار بخشی بر اساس مشتری اگر چند مشتری عمده از اهمیت بالایی برخوردار باشند و شرکت برای هریک از آنها خدمات خاصی عرضه نماید ، در آن صورت ساختار بخشی بر اساس مشتری می تواند بسیار اثربخش باشد و شرکت بدان وسیله استراتژی ها را به شیوه ای موفقیت آمیز به اجرا در آورد. ساختار بخشی بر اساس فرایند مشابه ساختار وظیفه ای است ، زیرا فعالیت ها را بر حسب شیوه ای که کارها انجام می شوند ، سازماندهی می کند . ولی ، تفاوت عمده بین دو ساختار مزبور این است که ساختار وظیفه ای مسئولیت سود یا فروش را بر عهده نمیگیرد ، در حالی که ساختار بخشی بر اساس فرایند را بر اساس سود یا فروش مورد ارزیابی قرار می دهند. ساختار مبتنی بر واحد تجاری استراتژیک در ساختار مبتنی بر واحد تجاری استراتژیک گروه هایی از بخش های مشابه را در واحدهای تجاری استراتژیک قرار می دهند ، تفویض اختیار می کنند و مسئولیت های هر واحد را به یک مدیر ارشد می سپارند و او باید بصورت مستقیم گزارش های خود را به مقام ارشد اجرایی شرکت (مدیر عامل) بدهد. ü معایب: 1. ساختار نیاز به چند سطح اضافی مدیریت دارد و همین امر موجب بالا رفتن هزینه های حقوق خواهد شد. 2. نقش معاون رئیس برای این گروه ها مبهم می شود. ساختار ماتریسی این ساختار بر اساس جریانی از اختیارات و ارتباطاتی قرار دارد که بصورت افقی و عمودی جریان می یابند. مزایا: هدف های هر طرح روشن است ،کانال های ارتباطی زیادی وجود دارند ، کارگران می توانند به شیوه ای آشکار نتایج کار خود را ببینند و میتوان به راحتی یک طرح ناموفق را تعطیل کرد. معایب و عواملی که موجب افزایش پیچیدگی در کل سازمان می شوند: هزینه بالا، پست های مضاعف برای تعیین بودجه، وجود منابع یا مقامات دوگانه برای تعیین میزان پاداش، حقوق و تنبیه یا توبیخ، کانال های مضاعف گزارشگری و نیاز به یک سیستم ارتباطات اثربخش و بسیار گسترده. تجدید ساختار و مهندسی مجدد ü تجدید ساختار: کاهش دادن نیرو یا کاهش دادن سطوح مدیریت. ü مستلزم: کوچک کردن سازمان از نظر تعدادکارکنان، تعدادبخش ها یا واحدها و تعدادسطوح مدیریت در ساختار سازمانی. ü مهندسی مجدد: فرایند مدیریت، نوآوری یا طرح ریزی مجدد فرایند. ü مستلزم: ترکیب، طرح ریزی مجدد کار، شغل و فرایندهاست و هدف کاهش دادن هزینه ها، بهبود کیفیت، خدمات و افزایش سرعت است. مرتبط ساختن حقوق و عملکرد با استراتژی بطور متوسط پاداش فرد از نظر عملکرد برابر است با 6/6٪ دستمزد فرد (به سبب عملکرد فردی) 5/5٪ دستمزد(به سبب بهره وری گروه ) و 6/4 ٪ دستمزد در ازای سودآوری کل شرکت.
سهیم شدن در سود سهیم کردن در دستاوردها سیستم پاداش مضاعف برنامه های تشویقی افزایش حقوق ، برگ حق اختیار سهام ارتقا ، مزایای حاشیه ای ، تقدیر نامه ، شهرت انتقاد، ایجاد ترس و وحشت افزایش آزادی های شغلی و پاداش ها
مدیریت مقاومت در برابر تغییر تقریبا هر نوع تغییر در ساختار، فن آوری یا رویدادها موجب مخدوش شدن الگوهای متقابل بین افراد و سازمان ها خواهد شد. بدین دلیل، مردم در برابر تغییر مقاومت می کنند. ü سه راه متداول و شناخته شده در اجرای استراتژی تغییر *تغییر استراتژی به زور *تغییر استراتژی به روش آموزش *تغییر استراتژی تأمین منافع شخصی راه ها و روش هایی برای تغییر دادن فرهنگ سازمانی *فرایند کارمندیابی،گزینش، آموزش دادن به کارکنان،انتقال افراداز واحدهایا بخش ها به جاهای دیگر، ارتقا دادن افراد، تجدید ساختار، الگو سازی و تقویت رفتارهای مثبت. مدیریت محیط طبیعی ü تدوین استراتژی با توجه به حفظ محیط زیست شامل امور زیر می شود: v دایر کردن یا خریدن شرکت های سبز v سرمایه گذاری در ماشین آلات جدید v تغییر دادن فعالیت شرکت هایی که به محیط زیست خسارت وارد می آورند v به حداقل رسانیدن ضایعات و ذخیره کردن انرژی v اقدام به تولید محصولاتی که دارای کمترین میزان آلودگی باشد v رعایت ویژگی های که مخصوص محصولات سبز است
ایجاد فرهنگ پشتیبان از استراتژی روش اثربخش تر این است که فرهنگ یک سازمان تغییر یابد تا در خور فرهنگ حاکم بر سازمان شود. برای تغییر دادن فرهنگ سازمانی راه ها و روش های زیادی وجود دارد مانند: فرایند کارمندیابی، گزینش، آموزش دادن به کارکنان، انتقال افراد از واحد ها یا بخش ها به جاهای دیگر، ارتقا دادن افراد، تجدید ساختار یا طرح ریزی سازمان ، الگوسازی برای ایفای نقش و تقویت رفتارهای مثبت. توجه به تولید: عملیات به هنگام اجرای استراتژی تولید به هنگام روشی است که در برابر آزمون زمان موفق شده است . تولید به هنگام موجب می شود که هزینه های اجرای استراتژی به میزان زیادی کاهش یابد. در اجرای چنین روشی مواد و قطعات درست به هنگام نیاز به محل تولید ارائه می شوند ، نه اینکه در مکانی به صورت توده درایند و هرگاه لازم شد به مصرف برسند. توجه به منابع انسانی به هنگام اجرای استراتژی ü یکی از مسئولیت های جدید مدیران منابع انسانی از نظر استراتژیکاین است که بین منافع شخصی کارکنان و منافع شرکت رابطه ای معقول برقرار کنند. ü اگر یکی از سه علت زیر وجود داشته باشد به هنگام اجرای استراتژی در زمینه منابع انسانی، مسائلی به وجود خواهد آمد: 1. بر هم زدن یا مختل کردن ساختارهای اجتماعی و سیاسی 2. مقایسه ننمودن استعدادهای فرد با کارهایی که باید به اجرا دراید 3. نبودن حمایت کافی از جانب مدیران ارشد برای فعالیت های اجرایی موانع اساسی در سر راه پیاده سازی استراتژی - مانع مربوط به عدم تخصیص منابع - مانع مربوط به عدم تعهد مدیریت - مانع مربوط به عدم همسویی کارکنان - مانع مربوط به عدم انتقال استرا تژی نکته: اجرای خوب استراتژيها مستلزم ايجاد هماهنگي بين امور مختلف است. مهارت ها و امكانات مورد نياز مديريت كردن و اجراي استراتژي v توانمند سازي سازمان به منظور هدايت موفقيتآميز استراتژي v تخصيص بهينه كليه منابع و استفاده از بهترين تجارب و برنامه ها v تعيين سياست هاي پشتيباني و روشهاي عملياتي استراتژي v جايگذاري به موقع استراتژي هاي برگزيده و جديد v ايجاد سيستمهاي انگيزشي انساني و پاداش دادن به ميزان دستيابي به اهداف v ايجاد فضا و فرهنگ كاري و سازماني مفيد جهت اجرا و انجام موفق استراتژي v ايجاد سيستمهاي اطلاعاتي و ارتباطي و عملياتي توانمند به منظور هدايت اثربخش پرسنل نتیجه ü تدوین استراتژی به تنهایی نمی تواند به شرکت تضمین دهد که این استراتژی به شیوه ای موفقیت آمیز اجرا خواهد شد. برای اینکه استراتژی ها به شیوه ای موفقیت آمیز به اجرا در آید باید همه مدیران و کارکنان از آنها حمایت کنند. ü تنها تدوین استراتژی مناسب کافی نیست زیرا باید در کارکنان انگیزش ایجاد کرد تا این استراتژی ها را به اجرا در آورند. ü در اجرای استراتژی، مساله های مهم مدیریتی را که بهید مورد توجه قرار داد، از این قرارند: تطبیق دادن ساختار با استراتژی، مرتبط ساختن عملکرد و حقوق با استراتژی، مدیریت مقاومت در مقابل تغییر،نطارت بر روابط سیاسی، به کارگیری فذایندهای مناسب تولید(عملیات) مدیریت منابع انسانی. ü همه سازمانها به هنگام اجرای استراتژی باید تعیین هدفهای سالانه، تدوین سیاستها و تخصص منابع را در اولویت قرار دهند. فصل نهم: بررسی، ارزیابی و کنترل استراتژی ماهیت ارزیابی استراتژی از نظر سلامت و ادامه حیات سازمان ارزیابی استراتژی ها اهمیت زیادی دارد. ارزیابی بهنگام می تواند مدیریت را از مسائل و مشکلاتی که دامنگیر شرکت خواهد شد آگاه سازد. ارزیابی استراتژی ها مهم است، چون سازمان با محیط پویا روبرو است. موفقیت امروز نمی تواند موفقیت فردا را تضمین کند. سه فعالیت اصولی ارزیابی استراتژی
دلایل مشکل شدن ارزیابی استراتژی ها نسبت به گذشته در سالهای پیش: u سیستم اقتصادی داخلی وجهانی از ثبات بیشتری برخوردار بود
دلایل دیگری مبنی بر اینکه ارزیابی استراتژی در زمان حال مشکل تر شده u افزایش سرسام آور پیچیدگی در عوامل محیطی u مشکل تر شدن پیش بینی آینده و کمتر شدن صحت و دقت این پیش بینی u افزایش تعداد متغیر ها u سرعت بسیار بالای منسوخ شدن (حتی)بهترین برنامه ها u افزایش تعداد رویدادهای داخلی وجهانی که بر سازمان اثر می گذارد u کاهش یافتن دوره زمانی که می توان برنامه ها را به اجرا در آورد
رهنمودهایی جهت تشخیص ناسازگاری استراتژی تغییرات پی در پی در نیروی انسانی که منجر به حل مشکل هم نمی شود. اگر موفقیت یکی از واحد های سازمان به معنی ناموفق ماندن واحد دیگری باشد. اگر ارجاع مسائل و مشکلات از طرف کارکنان به مقامات ارشد ادامه یابد.
فرایند ارزیابی استراتژی هر سازمان از هر نوع و اندازه باید استراتژی ها را ارزیابی کند. ارزیابی استراتژی نوشدارو پس از مرگ سهراب نیست. مدیران باید پیوسته از میزان پیشرفت در جهت رسیدن به اهداف آگاه شوند.
ماتریس قضاوت درباره ارزیابی استراتژی
چارچوبی برای ارزیابی استراتژی
با پرسش های زیر می توان تجزیه و تحلیل را انجام داد v شرکت های رقیب در برابر استراتژی های ما چگونه واکنش نشان دادند؟ v استراتژی های شرکت های رقیب چگونه تغییر کرده اند؟ v آیا نقاط قوت و ضعف شرکت های رقیب تغییر کرده اند؟ v چرا استراتژی های برخی از شرکت های رقیب نسبت به بقیه، موفق ترند؟ v چگونه میتوان در سایه همکاری با شرکت های رقیب به موفقیتهای بیشتری دست یافت؟
برای ارزیابی استراتژی باید به پرسش های زیر پاسخ داد محاسبه عملکرد سازمان به هنگام محاسبۀ عملکرد سازمان، نتایج مورد انتظار را با نتایج واقعی مقایسه می کنند،انحراف از برنامه را مشخص و عملکرد فرد را ارزیابی میکنند ومیزان پیشرفت در جهت تامین هدف های بلند مدت مورد نظر را تعیین می نمایند. شاخص هایی که برای ارزیابی مورد استفاده قرار می گیرند باید قابل سنجش وبه راحتی مورد تایید باشند. ارزیابی استراتژی براساس شاخص های کمی و کیفی انجام می شود. تعیین مجموعه دقیقی از شاخص ها برای ارزیابی استراتژیک به عوامل زیر بستگی دارد: اندازه یا بزرگی سازمان، استراتژی و فلسفه مدیریت و نوع صنعت
استراتژیست ها بوسیله نسبت های مالی می کوشند بین سازمانها سه نوع مقایسه به عمل آورند:
هنگام ارزیابی استراتژیک استفاده از شاخص های کمی موجب بروز برخی مسائل بالقوه می شود: u موفقیت شرکت را در مسیر تامین هدف های سالانه،ونه هدف های بلندمدت تعیین می کنند. u با استفاده از روش های گوناگون حسابداری نتایج متفاوتی به دست می آید. u از قضاونهای شهودی استفاده می شود. u به همین دلیل می توان به هنگام ارزیابی استراتژیک ازشاخص های کیفی هم استفاده نمود.
سایمر در مورد ارزیابی استراتژی ها 6 پرسش مطرح می کند
نکته: اقدامات اصلاحی(آخرین فعالیتی است که در ارزیابی استراتژیک به عمل می آید)
نمونه هایی از تغییر که بعنوان اقدام اصلاحی انجام می شوند
در یک سازمان اقدامات اصلاحی برای موارد زیر به عمل می آید ü دست یابی به وضع بهتربرای بهره برداری از نقاط قوت داخلی ü برای بهره برداری از فرصت های اصلی خارجی ü برای اجتناب از تهدیدات خارجی ü برای اصلاح وبهبود نقاط ضعف داخلی
ویژگی های سیستم ارزیابی اثربخش فعالیت هایی که در زمینه ارزیابی استراتژی انجام می شود: اقتصادی و به صرفه باشد، ساده باشد، معقول ومنطقی باشد، اطلاعات بیش از اندازه، دقیقا به اندازه اطلاعات اندک زیان آور است، واحدها و افرادی را که نیاز به اصلاح دارند را معرفی کند، به گونه ای باشد که اطلاعات به روز ارائه دهد و عملیات واقدامات راتسهیل نماید. نکته: موفقیت یک سیستم ارزیابی در مفید بودن آنست نه در پیچیدگی بیش از حد آن. در سازمان های بزرگ باید از سیستم های ارزیابی دقیق و پردامنه استفاده نمود زیرا نمی توان بین واحدها و بخش های مختلف از نظر فعالیت ها هماهنگی ایجاد کرد. هیچ سیستمی بعنوان یک سیستم مطلوب و آرمانی برای ارزیابی استراتژی شناخته نشده است. برنامه ریزی اقتضایی فرض اصلی مدیریت خوب استراتژیک بر این قرار دارد که سازمان پیش از رویداد حوادث خوشایند و ناخوشایند برای رویارویی با آنها راه هایی را در نظر می گیرد. برنامه اقتضایی: در نظر گرفتن برنامه های گوناگون که در صورتی به اجرا در خواهند آمد که رویدادهای اصلی مطابق آنچه مورد انتظار است، رخ ندهد.تنها در زمینه هایی که اولویت بسیار بالایی وجود دارد باید در نظر گرفت. برخی از برنامه های اقتضایی که توسط شرکت ها در نظر گرفته می شود:
لینن من و چاندران بیان کردند که برنامه ریزی اقتضایی 3 مزیت عمده به شرکت ها می دهد: 1- به شرکت ها این امکان را میدهد تا بتوانند در برابر تغییرات به سرعت واکنش نشان دهند. 2- به هنگام بروز شرایط بحرانی مانع از ترس شرکت ها می شود. 3- به مدیران امکان می دهد تا با بررسی دقیق متغیرهای آینده خود را با شرایط جدید وفق دهند.
برنامه ریزی موفقیت آمیز اقتضایی مستلزم طی 7 مرحله است:
حسابرسی: یک فرایند منظم که بصورت عینی انجام می شود و هدف آن بررسی و ارزیابی مدارک و ابراز نظر در مورد اقدامات اقتصادی و رویدادهاست تا بتوان بدان وسیله میزان رابطه بین این ابراز نظرها و شاخص های تعیین شده را مورد تایید قرار داد و نتایج حاصل را به گروه های ذی نفع و استفاده کنندگان از این گزارش رسانید.
انواع حسابرسان حسابرسان مستقل در ازای دریافت دستمزد خدمات انجام می دهند. حسابرسان دولتی به دیگران اطمینان دهند که سازمان قوانین دولتی رابه اجرا در می آورند. حسابرسان داخلی از استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی استفاده می کنند.
با استفاده از شبکه های رایانه ای می توان گزارش های گوناگونی از ارزیابی استراتژی برای سطوح مختلف مدیریت آماده کرد. رایانه مدیران را قادر می سازد با سرعت و دقت بالا اطلاعات انبوهی را ارزیابی کند. برای ارزیابی استراتژی و نظارت بر اجرای استراتژی سیستم رایانه ای دارای کاستی هایی می باشد. نمی توان ارزش ها،نگرشها،اصول اخلاقی سلیقه ها و یژگیهای اخلاقی را برنامه نویس کرد.
رهنمودهایی برای مدیریت استراتژیک اثربخش - آیا مدیریت استراتژیک شرکت ما یک فرایند انسانی است یا فرایند کاغذی؟ - مدیریت استراتژیک نباید به صورت دیوان سالاری در آید که پیوسته خود را تایید کند و تداوم یابد، بلکه باید یک فرایند یادگیری درونگرا باشد. - مدیریت استراتژیک فرایندی است برای تقویت یادگیری و عمل و نه تنها یک سیستم رسمی برای اعمال کنترل . نداشتن تعصب، رعایت اصول اخلاقی نتیجه گیری: اگر ارزیابی استراتژی به شیوه ای اثر بخش انجام شود سازمان می تواند از نقاط قوت داخلی استفاده کند و از فرصت های خارجی بهره برداری نماید، تهدیدات را شناسایی و در برابر آنها از خود دفاع کند و سرانجام پیش از اینکه نقاط ضعف داخلی زیان بار شوند از نیروی آنها بکاهد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۹۵ساعت 8:36  توسط سهراب علیزاده
|
|